يازدهم ، و بيست [ و ] يك براى روز دوازدهم ، و 21 براى سيزدهم ، كه مجموع هفتاد مىشود ) .
و مستحبّ است در اين سنگها چند چيز :
اول اينكه از سنگريزهء خود مشعر باشد ، و از جاى ديگر آورده بر آنجا ريخته نباشند .
دوّم ، قطعات و شكستهء يك سنگ نباشد ، بلكه هر يك سنگ عَلىحِدَه « 1 » باشد .
سيُّم ، از سنگهاى سخت و صلب نباشد .
چهارم ، ابلق [ باشد ] ، يعنى رنگهاى مختلفه داشته باشد .
پنجم ، نقطه دار باشند .
ششم ، با همديگر مختلف باشند در رنگ .
هفتم ، هر يك به قدرِ انمله باشد ( يعنى به مقدار يك بند انگشت ) .
منقول است كه در اين شب ، درهاى آسمان بسته نمىشود براى آنكه صداى دعاى حاجيان بالا رود ، و صداى ايشان در آسمان پيچيده است مانند صداى مگس عسل در ميان كندو . حقّ تعالى حاجيان را ندا مىكند كه : منم خداى شما ، و شماييد بندگان من ، و حقّ مرا ادا كرديد ، و بر من لازمست كه دعاى شما را مستجاب نمايم . پس هر كه مستحقّ آمرزش است همهء گناهان او را مىآمرزد ، و هر كه سزاوار آن نيست گناهانش را كم مىكند « 2 » .
و تسميهء آن به مشعر ، جهت آن است كه از شعار مأخوذ است به معنى علامت ، زيرا كه آن معلّم عبادت است ، و تسميهء آن به حرام به جهت حرمت آن است . و آن را مزدلفه نيز مىگويند به چند جهت :
اوّل ، چون آفتاب در عرفات غروب كرد ، جبرئيل به ابراهيم عليه السلام گفت : ازدلِف إلَى
هامش
( 1 ) - عَلىحِدَه : جداگانه . لغت نامه .
( 2 ) - كافى 4 / 468 ليلةالمزدلفة ضمنح 1 ؛ الفقيه 2 / 212 فضائلالحجّ ح 2188 و 2 / 543 الافاضة من عرفات ضمن ح 3137 ؛ التهذيب 5 / 188 ب 15 ضمنح 3 ؛ وسايل 14 / 19 ب 10 ضمنح 18488 ؛ مستدرك 10 / 52 ب 9 ضمنح 11429 - 1 .