تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
از آنها به من داده من دست او را بوسيدم ، و آنها را به گوشهء جامهء احرام بستم ، و به آن مزه و لذّت ، چيزى نخورده و نديده بودم ، پس از آن دو برد يكى را ازار كرد و ديگرى را ردا ، و آن جامه كه داشت به مستحقّ رسانيد ، بعد رو به مروه نهاده مىگفت : « ربِّ اغفِر وَ ارْحَم وَ تجاوَز عمّا تَعلَم إنَّكَ أنتَ الأعَزُّ الأكرَم » . پس از عقب وى رفتم تا به مروه رسيدم ، كثرت مردم ميان او و من حايل شد و [ او را ] از نظرم غايب ساخت ، و من در تفكّر بودم كه آيا او ملك بود يا ولىّ اللَّه ! پس از يكى از صلحا پرسيدم و حكايت را نقل كردم ، گفت : وَيلَك « 1 » يا طاووس ! تو او را نمىشناسى ؟ ! او است عابد عرب و آدم دوّم و امام وقت و پسرزادهء رسول‌خدا صلى الله عليه و آله ، عليّ بن الحسين عليهما السلام ، زين العابدين . پس در فراق وى مىگريستم و حسرت مىبردم تا [ اينكه ] به خدمتش رسيدم و صحبت او را دريافتم و از او نفع تمام گرفتم .

الفصلُ الرّابِع وَ العِشرُون در احرام حجّ

بدان كه حجّ كننده چون عمره را تمام كرد و مُحِلّ « 2 » شد ، واجب است احرام ببندد براى حجّ ؛ و واجبات احرام چند چيز است : اوّل ، نيّت كردن به اين طريق كه : احرام مىبندم براى حجّ تمتّع اسلام واجب قربة الى اللَّه . دوّم ، پوشيدن لباس احرام به طريقى كه در احرام عمره مذكور شد . سوّم ، تلبيه گفتن به نحوى كه گذشت . چهارم ، بودن اين احرام در مكّه . پنجم ، اجتناب كند از هر چيزى كه در احرام عمره اجتناب از آن لازم بود . و مستحبّات اين احرام چند چيز است :
هامش
( 1 ) - وَيْلَك : واى بر تو . لغت نامه . ( 2 ) - مُحِلّ : مقابل مُحْرِم ، از احرام بيرون آمده . لغت نامه .