تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
4 - بالاى كوه صفا برود پيش از سعى كردن تا آنكه خانهء كعبه نمايان شود . 5 - اطالهء وقوف « 1 » در صفا ؛ در حديث وارد شده : هركه بخواهد مال دنيوى او بسيار باشد ، در صفا بسيار بايستد « 2 » . 6 - هَروَله « 3 » نمايد ميان منارهء اولى و منارهء ديگر كه در نزد بازار عطّارها مىباشد « 4 » ( بعضى هروله را واجب دانسته ) ، و هروله مخصوص مردان است و در بارهء زنان مستحبّ نيست « 5 » ، و آن عبارت است از راه رفتن بسرعت نزديك به دويدن ، و گامها را نزديك يكديگر گذاشتن . 7 - اقتِصاد « 6 » در سعى ؛ يعنى نه با بُطئى « 7 » راه رود و نه با سرعت ، مگر جاى هروله را . 8 - اتّصال در سعى ؛ يعنى در ما بين شوطها ننشيند مگر آنكه خسته شده باشد [ كه در اين صورت ] تا به مقدار راحت شدن ضرر ندارد . 9 - بالا رفتن به صفا و مروه تا اينكه خانه پيدا شود و در هر شوط . 10 - در وقت سعى ، به آرام بدن و آرام قلب باشد .
هامش
( 1 ) - اطالهء وقوف : طولانى نمودنِ وقوف ، به درازا كشاندن توقّف . م . ( 2 ) - التهذيب 5 / 147 ب 10 ح 8 ؛ الاستبصار 2 / 238 ب 158 ح 1 ؛ وسايل 13 / 479 ب 5 ح 18249 . و با نقلِ « عَلَىالصّفا و المَروَة » ، در : كافى 4 / 433 باب الوقوف علىالصفا ح 6 ؛ الفقيه 2 / 209 باب فضائل الحجّ ح 2169 . ( 3 ) - هَرْوَلَة : رفتارى ميان دويدن و رفتن . . . . لغت نامه . ( 4 ) - توضيح آنكه در اينجا نيز بايد متذكّر شد كه اكنون ( نيمهء اول قرن پانزدهم هجرى ) ، نه از منارهء اولى خبرى هست و نه از بازار عطّارها ؛ و لكن محلّ هروله نمودن توسط دو رديف چراغ مهتابى سبز رنگ مشخّص شده است . مصح . ( 5 ) - كافى 4 / 405 باب المزاحمة على الحجر ح 8 ؛ وسايل 13 / 329 ب 18 ح 17867 . ( 6 ) - اقتِصاد : ميانه راه رفتن . لغت نامه . ( 7 ) - بُطْء : درنگ كردن و آهستگى نمودن ، اين كلمه را كه بر وزن « شغل » است معمولًا به شكل « بطوء » مىنويسند ولى بر طبق قواعد رسم خط ، بى واو بايد نوشته شود . . . ؛ لغت نامه .