از آن به مكّه آمده فرزندان او را گفتم كه سه دينار به مستحقّ رسانند ، و مال خود را در آنجا كه نشان داده بود يافتم ، و روز پنجشنبه روزه گرفتم ، شب بر سر چاه زمزم آمده صدا كردم ، جواب داد و گفت كه خدا از تو راضى باد ، نجات يافتم .
الفصلُ الثّالِث وَ العِشرُون در صفا و مروه و سعى و هرولة
بدان كه چند چيز واجب است در سعى كردن :
1 - نيّت كردن كه : هفت دفعه سعى مىكنم ( يعنى راه مىروم ما بين صفا و مروه ) قربةإلى اللَّه .
2 - ابتداى سعى را از كوه صفا نمايد ، كه انتهاى اشواط در مروة خواهد شد .
3 - بايد سعى ، هفت شوط باشد ( رفتن يك شوط و رجوع كردن شوط دوّم مىباشد ) .
4 - در هر شوط ، تمام ما بين دو كوه را بايد راه رود .
5 - در حين راه رفتن از صفا به مروه ، رو به مروه كرده و پشت به صفا ، و در حين رفتن از مروه به صفا ، رو به طرف صفا و پشت به طرف مروه نموده باشد .
و چند امر در آن مستحبّ است :
1 - طهارت از حدث اكبر و اصغر و طهارت بدن و لباس از نجاسات .
2 - پياده رفتن در سعى .
3 - در وقت بيرون آمدن از مسجد بسوى صفا ، از باب الصّفا خارج شود ( و چون آن باب الآن در داخل مسجد است ، پس از درى بيرون شود كه محاذى حجرالاسود است ، و راست برود از ميان دو ستون كه در مقابل آن باب ، اندرون مسجد نشان نمودهاند ، و اگر چنين كند عمل به مستحبّ نموده ) « 1 » .
هامش
( 1 ) - توضيح آنكه : چون در اين زمان ( يعنى نيمهء اول قرن پانزدهم هجرى ) ، مسجدالحرام به مسعى وصل شده و براى رفتن به مسعى ، خروج از مسجدالحرام لازم نمىآيد لذا جهت عمل به مستحب ، مىتوان از روبروى حجرالاسود از مسجدالحرام بسوى صفا رفت . م .