نيز از جملهء آيات عجيبهء آن ، مُحاق « 1 » حَصى « 2 » بر جمرهها « 3 » ؛ چه اگر چنين نبودى به جهت كثرت رَمْىكنندگان « 4 » ، مقابل كوهى آنجا برآمدى و آن را پنهان كردى .
و از جملهء آيات : ازدحام ناس و تعظيم همه بر آن خانه ، و اشكبار شدن چشمها زمان نظر كردن بر آن ، و گنجايش مسجدالحرام به ازدحام كثير ، و طلب شفاى مريض با آن .
و از جملهء آيات است : حجرالاسود و حطيم و زمزم و اركان بيت اللَّه و تمامى مشاعر .
و از جملهء آنها است : مقام ابراهيم عليه السلام ( و آن سيُّمِ سنگهايى است كه شهرت تمام دارد ) ؛ و كلمهء مقام ابراهيم در آيهء شريفه ، مبتداى محذوف الخيرِ است ، يعنى بعضى از آيات بيّنات مذكوره ، موضع استادن ابراهيم عليه السلام است ، و آن سنگى است كه اثر قدم ابراهيم عليه السلام بر آن است ، و آن يك آيه نيست بلكه چهار آيه است :
اوّل ، نقش برداشتن آن سنگ از قدمهاى ابراهيم عليه السلام .
دوّم ، فرو رفتن قدم آن حضرت تا به كَعبين « 5 » .
سيُّم ، بقاى اثر آن قدم مدّت متمادى .
چهارم ، محفوظ بودن آن سنگ از زوال ، با وجود كثرت دشمنان در چندين هزار سال .
و در تأثّر آن سنگ به قدم ابراهيم عليه السلام سه روايت به نظر رسيده :
1 - مروى است كه : اسماعيل عليه السلام ، زنى از عمالقه تزويج كرد ، چون ابراهيم عليه السلام مشتاق ديدن اسماعيل عليه السلام شد بر الاغى « 6 » سوار شده و ساره عهد گرفت كه فرود نيايد تا برگردد ؛ چون به مكّه آمد هاجر فوت شده بود ، زن اسماعيل عليه السلام را ديد ، فرمود كه شوهرت كجا است ، گفت : به شكار رفته ، پرسيد كه حال شما چگونه است ؟ گفت : حال ما سخت است ، و زندگانى ما به دشوارى مىگذرد ، و تكليف فرود آمدن نكرد .
ابراهيم عليه السلام گفت : چون شوهرت بيايد بگو مرد پيرى آمد و گفت عتبهء خانهات را تغيير
هامش
( 1 ) - مُحاق : كاستى و باريكى و تاريكى گرفتن . لغت نامه .
( 2 ) - حَصْىْ : زدن به سنگريزه . لغت نامه .
( 3 ) - جمرهها : [ مُراد جمرات است ] ، جمرات حجّ : سه موضع است كه در آن رَمْىِ جمار كنند : جمرهء اولى ، جمرهء وسطى ، جمرهء عقبه . لغت نامه .
( 4 ) - رَمْىْ : افكندن چيزى . لغت نامه . ( كه در اينجا مراد ، زدن سنگريزه به ستونهاى نمادين شيطان است . م . )
( 5 ) - كَعبَين : دو كعب ؛ كَعب : مچ پاى آدمى . لغت نامه .
( 6 ) - عبارت متن « اولاغى » . م .