بيرون حرم ايستاد ، داخل حرم نشد و آهو در آن نگران بود ، ابوسفيان بن حرب و مخزمة بن نوفل اين را ديده تعجّب كردند ، گرگ به سخن آمده گفت : عجب مداريد ، امر شما از ما عجيبتر است ، چه ، محمّد صلى الله عليه و آله شما را به توحيد مىخواند و شما اجابت نمىكنيد ، به خدا سوگند كه چشمى مانند او نديده و گوشى مثل وصف او نشنيده .
ابوسفيان و مخزمه را تعجّب بيشتر شد و از حسد اين راز را مخفى داشتند تا آنگاه كه مسلمان شدند « 1 » .
عبداللَّه عزيزانى روايت كرده كه : جمعى به ذى طُوى « 2 » فرود آمدند ، وحوش و طيور با ايشان [ در ] آنجا انس گرفتند ، يكى پاى آهويى را گرفت ، گفتند : دست از اين بدار . او ساعتى نگاه داشت تا آنكه آهو بول كرد ، آن مرد چون قيلوله « 3 » كرد مارى آمده بر سينهء او خوابيد ، چون از خواب بيدار شد گفتند : بنگر ، به [ سبب ] آن بىحرمتى كه حرم محترم كردى تو را چه پيش آمد ! هر چند خواستند كه مار را دور كنند ميسّر نشد تا كه آن مرد از ترس حدث كرد ، بعد از آن ، [ مار ] از سينهء او برخاسته و برفت « 4 » .
و مستحبّ است در ورود مكّه چند امر :
1 - غسل كردن از چاه فَخّ « 5 » كه تخميناً در يك فرسخى شهر مكّه است ، اگر از راه مدينه بيايد ، و اگر از عراق آيد از چاه ميمون غسل نمايد .
2 - در وقت داخل شدن ، پابرهنه [ باشد ] و كفش را به دست خود گيرد .
هامش
( 1 ) - در منابع مورد استفاده يافت نشد . م .
( 2 ) - ذى طُوى : . . . هو موضع بمكّة داخل الحرم و هو من مكّة على نحو من فرسخ ، ترى بيوت مكّة منه [ موضعىاست در مكّه و داخل حرم به فاصلهء يك فرسخى مكّه ، خانههاى مكّه از آنجا ديده مىشوند ] ؛ مجمعالبحرين 1 / 278 ( مادهء طوا ) .
( 3 ) - قَيلولَة : نيمروزان خفتن . لغت نامه .
( 4 ) - ترجمه اخبار مكّه 2 / 417 .
( 5 ) - فَخّ : از وادىهاى معروف مكّه ميان راه جدّه و تنعيم و وادى فاطمه ، وادى فخ به سبب فراوانى درختان وگلها به وادى زاهر هم معروف است و امروز معروف به وادى شهدا است ، و اشاره به واقعهاى است كه به سال 169 هجرى اتفاق افتاده و در آن ، « حسين بن على بن حسن » با سپاه عبّاسيان جنگ كرده و خودش و گروهى از خويشاوندانش شهيد شدهاند ؛ اين وادى از گردشگاههاى مردم مكه [ است ] و در آن خانههاى دو افتاده و قهوهخانههاى بسيارى است . . . ؛ ترجمه اخبار مكّه 1 / 153 ( توضيحات پاورقى ) .