( 4 * ) - منظور بهمن سرخ و بهمن سفيد مىباشد
( 5 * ) - هدايه المتعلمين 506 - 507 - 511
( 6 * ) - تت قانون عب 266
( 7 * ) -
Sisymbrium officinale L . , Scop
( 8 * ) - لسان العصافير ، ون ، زبان گنجشك
Fraxinus excelsior L .
( 9 * ) - از جامع مفردات ج 1 ص 123
( 10 * ) - اختيارات ، 57
( 11 * ) - نمك تلخ يا ملح المر ، نمك معدنى است و آن مخلوطى از سولفات سديم ، سولفات منيزيم و نمك طعام مىباشد كه در فلات ايران يافت مىشود و نسبت اين مواد بستگى به محل معدن دارد
( 12 * ) - تلخيص از تذكره 86 ، تحفه حكيم مومن 59 ، مخزن 162 و كتاب خطى فروغ ناصرى
Code - 1345
مرار
Centaurea calcitrapa L .
مرار 1 * گياهى است دوساله ، اغلب كركدار به ارتفاع 50 سانتيمتر حتى تا يك متر از خانواده
Compositae
، داراى ساقه محكم ، شياردار كه از قاعده آن شاخههاى زياد منشعب مىشود .
برگهاى پائين ساقه بزرگ ، داراى بريدگيهاى مشخص و باريك كه به شكل گروهى بر روى زمين گسترده شده ، خاكسترىرنگ و پوشيده از كرك پنبهاى مىباشد . برگهاى بالاى ساقه كوچك و باريك و بريدگى آنها كمتر است .
كاپيتول منفرد و فقط شامل گلهاى لولهاى مايل به بنفش مىباشد كه برگچههاى خاردار آنها را احاطه نموده است گلها از تيرماه تا شهريورماه بر روى گياه مشاهده مىشوند . گياه به شكل خودرو و علف هرز در اراضى باير ، چمنزارهاى جنگلى ، كنار جادههاى نواحى مختلف اروپا و آسيا بهويژه در زمين هاى شنزار و ريگزار مىرويد . در ايران تيغ اسنگره
Tigh assengareh
و گزر آغازى خسك و خارچنگ ناميده مىشود .
تاريخچه :
در آثار يونانيها نامى از گياه برده نشده است ، در صيدنه ابو ريحان بيرونى ذيل مرار آمده است " گياهى است كه شتر از آن چرا مىكند و پس از خوردن لبهاى خود را بالا برده و دندانهاى خود را نشان مىدهد 2 * وى از اثرات درمانى آن بحثى به ميان نياورده است .
ابن بيطار مىنويسد مرار گياهى است خاردار كه در اواخر بهار و اوائل تابستان ظاهر و در مصر مرير ناميده مىشود و پزشكان آنجا آن را به جاى شكاعى 3 * مصرف مىنمايند و در دياربكر آن را الدردريه 4 * مىنامند و غافقى گويد كه آن دو نوع است و نوع ديگر آن شوكه مغيله 5 * ناميده مىشود .