تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩

مورد استعمال است كه مسهل سوداء و بلغم غليظ و مفتح افواه عروق و مسقط جنين و قاتل آن و جاذب اخلاط از عمق بدن و جهت فلج و امراض بارده دماغى و اعضاى عصبى و عرق النساء و مفاصل و نزولات مزمنه غليظ چشم و سينه و . . . مىباشد . « 1 » حنظل : به يونانى و سريانى قولوانيس و قولوقيس و به يونانى قاطنحوبا و به شيرازى گوشت و به كرمانى خرزهره و به فارسى : كبست و به فارسى عامه هندوانه تلخ و خربزه تلخ و خربزه روباه و هندوانه ابوجهل و به هندى اندر اين و مهاكال مىنامند و آن ميوه نباتى است شاخهاى آن مثل خيار و برگ آن شبيه به آن ليكن مشرف و كوچكتر از آن و نبات منبسط بر روى زمين شبيه به نبات هندوانه و برگ آن نيز مشابه به برگ آن و مايل به زردى و بيخ آن باريك و گل آن زرد و ميوه آن به قدر خربزه كوچك و زرد رنگ و به‌ندرت سرخ بسيار رنگين و سفيد نيز مىباشد مىگويند بهترين آن نرم رسيده زرد ظاهر سفيد شخم مايل به زردى است و مختار از آن سفيد بسيار و نرم است و سياه و سخت و اندرون زرد سبز روى است و گاهى يك ميوه در تمام شجر آن يافته مىشود و آن نيز رومى و از سموم قتاله است خوردن دو دانگ آن مشرف به هلاكت مىگرداند و اين به خاطر آن است كه قوت جميع اجزاى شجر منجذب سوى آن يك ميوه مىگردد و لذا آن جلوه بسيار بزرگ است . شيخ مىفرمايد : حنظل يا شرنگ يا هندوانه ابوجهل بر دو نوع است : نر و ماده . شرنگ نر اليافى است و شرنگ ماده سفيد رنگ و نرم است ، سفيد بسيار سفيد و نرم زياد خوب است سياهش بد است و سختش بد ، هنگامى بايد شرنگ را به منظور دارويى از بوته چيد كه رنگ سبزش به زردى مىزند چون اگر تمام سبز باشد يا به كلى زرد شود از تأثيرش مىكاهد و كارى از آن بر نمىآيد و مىگويند نبايد پوست و تخم شرنگ را به كار ببرند و گويند اگر بوته‌اى تنها شرنگى داشته باشد نبايد آن را به كار گرفت ، زيرا در اين صورت سم قاتل است . بهتر آن است كه اولًا آن را خوب بسايند و بعدا آب عسل بر آن پاشند تا خيس شود

هامش
( 1 ) - تحفه ، ص 95 .