تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤

خاولنجان : باد را از امعاء براند و نفخ را بنشاند و قولنج را بنشاند و سود دارد و درد معده را منفعت كند و باه را قوت دهد . « 2 » ريشه درخت پان ( تنبول ) مىباشد . خوب آن سخت ، سنگين ، سرخ ، كلفت و كمى گره‌دار است رنگ آن از بيرون سرخ و از داخل سفيد مايل به زردى است . ذائقه : تند و لذيذ . مزاج : گرم و خشك در درجه دوم . مقدار خوراك از 2 تا 3 گرم ، در مشرق و جنوب پاكستان و هند مىرويد .

خواص :

مقوى معده ، هاضم ، مقوى باه و خارج كننده بلغم است . نافع سرفه‌تر و صاف كننده صدا است . در بعضى مناطق به طور محلى در زكام فصلى و سرفه داده مىشود محرك باه است و نافع درد كليه و قولنج و كمر مىباشد در تنگى نفس بچه‌ها مفيد و در سرفه سياه خولنجان را سائيده و با عسل به طور ليسيدن به بچه مىدهند كه تشنج را كم مىكند و نيز سائيده آن را با شيرين بيان و عسل نافع كليه امراض سينه است ريشه آن تا 7 سال داراى قوت است دانشمندى به نام جبهس جوهرهايى به نامهاى كامفرايد
comphgride
كالنجن
kalingen
و آپانسين
apancin
از خولنجان به دست آورده است . قبل از آن عرب اسم آنها را خلنجان يا خولنجان ناميدند خولنجان دو قسم است : يكى را ليسرگلنگا كه در موضوع آن هستيم و دوم بنام گريتر گلنگا يعنى خولنجان بزرگ كه آن را خولنجان بيابانى نيز مىگويند در كتابهاى سانسكريت از آن نام برده شده و معلوم مىشود كه از قديم آن را شناخته‌اند و معلوم مىشود كه هندوها خولنجان چينى را به وسيله عربها شناخته‌اند و نيز در قرن پنجم در زمان انوشيروان اين دارو بنام خسرو دارو رايج بود معلوم مىشود كه ايرانيها به وسيله تاتارها اين دارو را شناخته‌اند و تاتارها هنوز چاى را از آن معطر مىكنند
paulus aegineta
در قرن هفتم بعد از آن يونانىها و نظير
ibu khurdadbah
او در قرن نهم و آخرين آنها ادريسى در 300 سال قبل نوشته كه اين دارو را از چين و هند به كشور عدن آوردند ابن سينا و اطباى عرب آن را براى امراض
هامش
( 2 ) - صيدنه ، ج 2 ، ص 831 .