ترب به طور كلى به انواع تربچه ترب سفيد و ترب سياه اطلاق مىشود وقتى تربچه خوراكى را مىبينيم كه در بيرون به رنگ قرمز و درون برنگ سفيد است به خودى خود اين معنى حاصل مىشود كه اين ريشه دو نوع خاصيت مىتواند داشته باشد كه تربچه از طرفى اشتها را تحريك مىكند و بنابراين يك پيش غذاى مناسب محسوب مىشود از طرف ديگر براى هر معدهاى قابل تحمل نيست زيرا كه نسبتا دير هضم است تربچه خوراكى ( تربچه نقلى ) اشتهاآور است اما ضد اسكوربوت نيز مىباشد و ضمنا مدر بوده دستگاه تنفس را نيز از اخلاط پاك مىكند ترب سياه هم همان خواص را دارد لكن بخصوص در موارد برونشيت ، سياه سرفه ، روماتيسم و بيمارىهاى دستگاه ادرارى و كوليكهاى كبد توصيه شده است .
ترب سرشار از ويتامينهاى
B
و
C
و داراى فسفر است ولى ارزش غذايى زيادى ندارد .
گياهى است ) فر
raphanus sativus ( U ) radis
) از تيره چليپاييان ) فر
cruciferes
) كه يك ساله و بعضى انواعش دو ساله است و با ارتفاع 40 سانتىمتر تا يك متر مىرسد ريشهاش ضخيم و خوراكى است . « 2 » ترب را به عربى : فجل ، قريع و قبيس . به فارسى : تربو تربزه . به سريانى : مقالا . به رومانى : وقيون به يونانى : فاتيس واباپوس . به سانسكريت : مولك ، هرى پرن بهومكا و كستار . به هندى و اردو موى مىگويند . ترب بزرگ را به هندى : برى مولى ، مولا . و در انگليسى : به ترب مطلق
radisha
و در لاتينى :
radhinus sativa
و ميوه ترب را
salique
نامند .
ترب باغى نيز دو نوع مىباشد يك نوع سفيد ، دراز و باريك كه عموما خام خورده
مىشود و بعضى از اين نوع به قدر دو دست و بيشتر بلند مىشود و قطر آن هم به يك وجب مىرسد . بعضى از آن تازه ولى بيشتر خشك و معمولا از وسط خالى است .
صاحب كتاب محيط نوشته كه در بنگال نوعى ترب به وزن 10 كيلو ، بلندى يك متر و
هامش
( 2 ) - فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 1062 .