تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١

* خربزه

تعريف :

خربزه ماده حياتى و داروى نقرس ، روماتيسم و بيماريهاى كبدى و موجب رشد كودكان و رفع ناراحتى سالمندان است . خربزه 90 درصد آب دارد توام با مواد قندى در بدن زود جذب شده و انرژى توليد مىكند و از لحاظ دارا بودن پتاسيم حالت شستشوى خون را دارد و باعث دفع مواد زائد در خون مىشود و فعاليت‌هايى در كليه‌ها توليد مىنمايد و فقط كسانى كه مرض قند دارند از خوردن آن بپرهيزند . خربزه به جهت نتايج فوق خستگى را رفع و فعاليت سلولها را افزون مىكند و داروى امراض نقرس ، ضعف كبد ، رماتيسم مىباشد و اشتها را زياد مينمايد . خربزه درست است كه چربى كم دارد ، اما در عوض داراى مقدار زيادى پكتين و مواد معدنى چون پتاسيم و منگنز و فسفر و كلسيم است . بطيخ را در ما وراء النهر خربزه مىگويند ، « 2 » لغت رومى است و به فارسى خربزه مىنامند شيرين آن سرد و بهترين نوع آن شيرين كم آب نازك بىجرم است و بهترين ناشيرين آن مليون است كه خربزه گرمك مىنامند . « 3 » مراد از بطيخ مستطيل و بطيخ اصغر ، خربزه و مراد از بطيخ مدور و بطيخ اخضر هندوانه است . « 4 » خربزه به عربى : بطيخ ، خام آن را خفف گويند . فارسى : خربزه ، فرلوك . يونانى : فافس ، فليس . سريانى : وقرقيا . سنسكريت : شانگل ، كربوج ، پل راج ، امرتاهو .

هامش
( 2 ) - ترجمه صيدنه ، ص 26 .
( 3 ) - تحفه حكيم ، ص 50 .
( 4 ) - مايرهوف ، ص 54 .