خر اسم فارسى است و به فارسى الاغ نيز مىگويند و آن حيوان معروف است گوشت آن گرم و خشك است با رطوبت فضليه و غليظ و بطى الهضم . جالينوس در كتاب الاغذيه نوشته كه قومى گوشت خر مىخوردند با وجودى كه آن در غايت . . . . و بسيار دير هضم است و خون متولد از آن ردى و جهت معده خيلى بد است و قومى كه آن را مىخورند طبايع ايشان قريب به طبع خر است در نفوس بدنهاى آنها گيلانى گويد كه به گوشت حمار اهلى باصحاب تعب و بدنهاى متخلخله ضرر مىرساند و مىگويند نشستن در شورباى گوشت آن نافع كزاز است و مىگويند كه خوردن كباب جگر آن ناشتا جهت صرع و تب ربع ( سودايى ) و ضماد جگر سوخته آن با زيت جهت خنازير و شقاق از سردى مفيد است و طلاى سرگين آن با سركه بر پيشانى جهت رعاف و به دستورى چكانيدن آب افشرده آن در بينى مجرب است . و نيز قطور آب سرگين تازه الاغ جهت صرع مفيد و با آب پياز و اندكى زعفران جهت تسكين دردهاى گوش نافع و آشاميدن آن جهت يرقان و شكستن سنگ و اخراج جنين و مشيمه نافع است و نوشيدن بول آن جهت درد گرده مفيد است و جالينوس گفته كه : طلاى نطفه آن سه بار تا چهار بار مسقط دانه بواسير است و چون قضيب آن را در كوزه آب نديده كرده بر آتش گذارند تا قريب به سوختن رسد سپس سائيده با روغن مالش دهند جهت رويانيدن مو و دراز كردن آن بسيار موثر است . « 1 » شير خر بد ذائقه و بدبو توصيف شده است و گوشتش را گرم در درجه دوم و خشك در درجه سوم گفته است مورث امراض سوداوى است . مزاج : شير خر سرد در درجه دوم و تر در درجه سوم بيان شده است و خواص شير رطوبت و سردى پيدا مىكند ، مفرح و جالى دهنده است ، سدهها را باز مىكند ، براى گرم مزاجها مفيد است . نافع آمدن خون از دهان ، زخم ريه و لاغرى .
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 398
مساهمون: مصطفى النوراني الاردبيلي
ص٣٩٨
هامش
( 1 ) - محيط اعظم ، ج 2 ، ص 171 ؛ قرابادين كبير ، ص 182 ؛ قانون در طب ، ج 2 ، ص 164 .