و آن گياهى است كه برگ آن شبيه به برگ گشنيز و از آن بسيار ريزهتر و يا شبيه به كرفس و از آن اندكى بزرگتر و پهنتر و يا شبيه به برگ سداب و از آن زردتر و بيخ آن شبيه به زردك و سفيد و با اندكى تندى و طعم آن و طعم برگ آن مركب از طعم زردك و باديان و ساقه آن به اندازه انگشت و از آن باريكتر و شاخههاى آن باريك و منشعب و از بالاى ساقه رسته و آن را قبه شبيه به قبه زردك برى و مايل به زردى و تخم آن عريض و مايل به طول و تيز طعم و با عطريت و صاحب تحفه از صهاربخت و سعيد جرجانى و ابن تلميد نقل كرده كه در طبرستان آن را جعفرى مىنامند و ظاهرا جعفرى از قسم برى آن مىباشد . چنانچه مشاهده شده و مولف مخزن گويد كه شبيه به اين گياهى در هند روييده مىشود و آن را گيندا نامند و اقسام آن در گينده مسطور گردد همچنين در اول و دوم و سوم گرم و خشك نيز گفتهاند مسخن و محلل و منفج اغذيه منفخه و معطشه و جهت سم عقرب و ساير هوام بارده و تقويت معذه و تسخين آن و خوردن مطبوخ برگ آن جهت بواسير ريحى و خونى و اخراج سنگ كليه و قطور آب برگ آن جهت جريان رطوبات و چرك از گوش و طلاى برگ درخت آن جهت قوبا و بهق و كلف و نطول طبيخ آن جهت شكستن سنگ نافع است در گرم مزاجان موجب رمد و جرب و بثور و قطع منى و مصلح آن سويق و آب سرد و كاسنى است بخور آن جهت دفع اذيت رياح مضر مفيد است . « 1 » سداب برى برگش باريكتر و شاخش كمتر و تندتر از بستانى و در چهارم گرم و خشك و به سموم اقرب و چهار درهم او كشندهتر از دفلى است و از ملاقات مطبوخ آن دست ورم مىكند و عصاره آن را چون بر آهن و آبگينه بمالند مانع زنگ آن مىشود و چون آن را در مكان گوسفندان و مرغان بريزند حيوان موذى مقاربت آن موضع نكند و ضماد پوست نبات آن با شراب جهت داء الثعلب نافع و چون برگ آن را كوبيده ضماد نمايند موجب جذب مواد و احراق و موت آن عضو مىگردد « 2 » حزاة ، حزاء برى ، بكسر يا فتح اول و تشديد كه حزاى برى نيز نامند و به شيرازى
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 311
مساهمون: مصطفى النوراني الاردبيلي
ص٣١١
هامش
( 1 ) - محيط اعظم ، ج 2 ، ص 141 .
( 2 ) - تحفه حكيم ، ص 475 .