تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢

گران وزن و متوسط ميان تازه و كهنه بود و گويند كه تازه باشد و كهنه كه بر آن يك مثقال گذشته باشد بسيار زبون تلخ است و بدبو ، سرد و خشك است در آخر اول و مىگويند سرد در دوم و خشك در اول و بعضى سرد و تر در اول گفته‌اند . شعير سرد و خشك است اندر درجه اول و اندر آن جلاست و آبش سردى و ترى كند اندر درجه دوم ، همه تبها را سود مىدهد . « 3 » ماءالشعير : آب مقشر مطبوخ جو را ماءالشعير مىگويند كه سرد و تر است ، مدر بول و مسكن حدت خون و اخلاط محرقه و سريع الانحدار و مولد خون صالح و مرطب مىباشد . اين جسم جهت تبهاى تند و جگر حار وسل و دق و قرحه ريه و امعاء و سعال حاره يابس نافع است . « 4 » مصارف درمانى و استفاده‌هاى صنعتى جو بيشتر از گندم است . در كتب طب سنتى با نام عربى آن شعير و به فرانسوى

orge .
جو گياهى است يك ساله برگهاى سبز تيره متناوب باريك و دراز از نظر كاشت جو به دو نوع تقسيم مىشود : جو بهاره و جو پاييزه . در طب سنتى به سه صورت مختلف استعمال مىشود : 1 - جو درست كه دانه با سبوس روى آن باشد و فقط دنباله آن را كنده باشند . 2 - جو مقشّر يا پوست گرفته . 3 - جو سفيد كرده كه تمام پوست و سبوس آن را گرفته و به صورت جو سفيد در آمده كه در اصطلاح جو مرواريدى گويند . انگليسى :
bitter barley bear barley
لاتين :
herdeum heyastichum , herdeum vulgare
از غذاهاى معروف است جو اكهار نمكى است كه به نام فرمولى
pottassii carbonate
از ساقه جو سوخته بدست مىآيد . عربى ملح الطرطير ، ملح الشعير فارسى : نمك دارتو ، نمك جو . سنسكريت : پاكيه ،
هامش
( 3 ) - الانبيه ، ص 198 .
( 4 ) - تحفه ، ص 165 .