تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
روايت از جابر بن حيان : جبلهنگ ، جبلاهنگ ، هر دو اسم فارسى است و جبلاهنج و جبلبنج معرب آن است و به سريانى سيسامندا و به عربى سمسم برى و به فارسى كنجد دشتى و آن تخمى است ريزه زرد رنگ شبيه به تودرى و به قول صاحب مخزن به تركى صفرا اودى گويند و آن ثومون است كه گفته شد و گويند كه آن تربد زرد است كه پوست ريشه آن تربد اصفر باشد و بعضى گويند كه آن تخم تربد سياه است و اكثر نبات آن در بلاد هند در مواضع بلند مىرويد . « 1 »

خواص :

مفاصل : برخى از اطبا وزن دو درهم از اين دارو را به فالج مىدادند خوب مىشد . اندامان غذا : استفراغ آورى است كه ممكن است بيمار را بكشد . اندامان دفعى : نيم درهمش مسهل است و يك درهمش خطرناك . زهرها : سميت در بردارد . « 2 » زردخار : اين گياه را به نامهاى جبلهنگ و حيرآهنگ نيز ياد كرده‌اند . ابن بيطار آن را همان سمسم‌برى مىداند كه به فارسى اسپرك سفيد مىگويند و نيز تربد زرد ناميده مىشود . نام جبلهنگ و زردخار در كتب مختلف به گياهان ديگر هم داده شده است در بعضى كتب آن را مرادف با جوزالقى و برفى هم آن را مرادف با كنگر دانسته‌اند . « 3 » جبلهنگ ( جبلاهنگ ) زردخار ، جبلهنج معرب جبلهنگ است و آن تخم زردخار است داروى هندى است و به تودرى سرخ ماند . « 1 » جبلهنج گرم و خشك است قى آورد به قوتى نيك و مفلوج برايش مفيد است و فعلش قريب به فعل خربق است از حد ببرد ، قى را انگسين باشد ، هر چه از شكم باشد

هامش
( 1 ) - محيط اعظم ، ج 2 ، ص 61 .
( 2 ) - قانون در طب ، ابو على سينا ، ج 2 ، ص 109 .
( 3 ) - فرهنگ معين ، ج 2 ، ص 1732 .
( 1 ) - فرهنگ داروها و واژه‌هاى دشوار ، ص 98 .