است . بيخ يك خودرو است با خوشبو آن را تكه تكه كرده به طور دارو استعمال « 2 » مىكنند . جدوار جوب پارهها باشد و به زربناد ماند . گرم و ترست در درجه اول و منى را زياد مىكند و ادويهايى است كه تن را فربه كند . « 3 » در كتب طب سنتى با نامهاى ( ردوار ) و ( تردوار ) و ( سطوال ) و ( جدوار ) آمده است . در اندونزى ريشه ژدوار از داروهاى رسمى و بسيار معمول است و در اكثر داروخانهها فروخته مىشود و به عنوان مقوى معده و بادشكن است كه از آن استفاده مىشود در چين از داروهاى مقوى است و براى تحليل ورمها و در موارد كوفتگىها به كار مىرود براى حل كردن خون لختهشده در رگ يا بلادكلوس و تسهيل و تسريع جريان خون در رگها و كاهش درد پشت و شكم در دوران عادت ماهيانه تجويز مىشود . ژدوار از نظر طبيعت طبق رأى حكماى طب سنتى گرم و خشك است و از نظر خواص معتقدند كه فرحآور ، مقوى نيروى اعضاى رئيسه بدن نظير دل ، دماغ و كبد و مقوى احشاء و آلات درون شكم است و براى جميع مزاج سرد و گرم ، پادزهر موثر است براى افزايش اشتها و تحريك و افزايش نيروى جنسى خيلى موثر و منعظ است . « 1 » جدوار يا زرنباد در بعضى كتب جدوار براى گونهاى از تاج الملوك كه تاج الملوك زرد رومى
ناميده مىشود نيز ذكر شده است . « 2 » جدوار معرب ژدوار فارسى است و به عربى انتله سوداى و بلوط الارض و به يونانى ساطريوس به معنى مخلص الارواح و به مغربى ماه فرفين و به فارسى ماه پروين و به هندى نربسى و باسهه گويند و آن بيخى است شبيه به سعد اكثر و صنوبرى شكل و عقربى گره دار كوچكتر از انگشت گران وزن اندك سخت تلخ مزه و ظاهر آن سياه رنگ و باطن آن بنفش و بهترين آن با وجود اوصاف مذكوره اگر بسايند رنگ آن بنفش و طعم آن