جبسين به زبان رومى « يبسين » گويند و « عنقوس » خوانند و عنقوس گچ را گويند و گفتهاند به لغت روس در اسپيذه « ارزيز » گويند . « 1 » روايت از جابر بن حيان : جبسين بفتح اول و ثانى و يا به سكون ثانى و كسر سين مهمله و سكون ياى تحتانى و نون لغت عربى است و نيز به عربى قفبه و معروف به حجر الجص نيز به فارسى سنگ گچ و سنگ شيرين مىگويند و آن سنگى است نرم زود شكن داراى طبقات سفيد شفاف مىگويند كه آن از اجساد حجرى معدن است و سه قسم مىباشد . يكى سفيد براق صفايحى است به قول انطاكى اين فى الحقيقة ابرك است كه نضج كامل نيافته و به قولى سيماب است كه برآن اجزاى ارضى غالب آمده و متحجر گشته و اين را اسفيداج جبساسينن و به قولى اسفيداج الجصاصين نامند و دوم سرخ رنگ حجرى صخرى و سوم ممتزج از هر دو غير صفايحى و غير براق و اين به عربى جص و به فارسى سنگ گچ است و اين را پخته گچ از آن مىسازند و در عمارات و سقفها و براى سفيد كارى بر ديوارها مصرف مىكنند و بهترين آن سفيد ازرق صفايحى است و بدترين آن سرخ آن است و اقسام آن سرد و خشك است و آن قابض مجفف است و چون بسوزند در لطافت و يبس و تجفيف زياده شود و حرارت ناريه زائده اكتساب نمايد و آن چسبناك است . بر نواحى موضع نزف مىنهند پس قبض مىكند بهر آنكه در آن با وجود تغريه قوت لاصقه است و در آن قبض مع لزوجت لاصقه به قوت است و آن نافع انفجار دم تنها و با ديگر ادويه است و چون با پشم خرگوش و سفيدى بيضه مخلوط سازند منع خروج خون از شريان شكافته نمايد و گاهى به آنها غبار آسيا مجتمع از آرد گندم اضافه مىكنند و به زودى فعل مىكند و چون با سركه مخلوط كنند فعل آن از قبض و ردع و جمع و تجفيف قوى گردد و براى الصاق جراحات و تغريه و حبس خون جارى از اعضا و تحليل ورم و غير اينها نافع است . « 2 »
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 180
مساهمون: مصطفى النوراني الاردبيلي
ص١٨٠
هامش
( 1 ) - صيدنه ، ص 203 .
( 2 ) - محيط اعظم ، ج 2 ، ص 60 .