تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤

بيرون آورد نبض شست شود بيهوشى متواتر گردد علاج هيضه با آن بكنند ، با روغن آن گردن و پشت بمالند و براى ساق و ران و ديگر معالجه‌هاى تشنج به كار مىرود . « 2 » در بعضى نسخها در جبلهنگ ، جبلاهنق نيز گويند . دارويى هندى است و به تو درى سرخ ماند . « 3 »

* جدوار

تعريف :

شيخ گويد : جدوار ماه پروين : تكه‌هايى است شبيه زراوند و از آن باريكتر است و در تأثير بخشى همانند زراوند و از آن قوىتر است . ماسرجويه گويد : قوت ماه پروين چون قوت گياه درونه است و از درونه ناتوان‌تر است و من مىگويم اگر منظورش اين بوده كه ماه پروين از درونه ضعيف‌تر است اشتباه فرموده است پادزهر همه سمها است به عنوان پادزهر وزن آن زرنباد استعمال شود . « 1 » جدوار معرب ژدوار است . عربى : انتله سوجراى ، بلوط الارض . يونانى : ساطريوس . مغربى : ماه قرنين ، ماه فروين . فارسى : ماه پروين . سانسكريت : نروشى ، اپوشا ، وشها ، وشا ، اوشا و غيره . لاتينى :

delphinium denudatum
بعضى كه اين را زرنباد گفته‌اند اشتباه است . زربناد را در هندى كپور كچرى گويند و
هامش
( 2 ) - روضه الانس و منفعة النفس ، ص 99 .
( 3 ) - صيدنه ، ص 202 .
( 1 ) - قانون در طب ، ص 113 .