تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧

هر دو نوع سرب است و از جمله انواع آن « توتياى هندى » نيكوتر است و توتياى جشرى به شكل پاره مس بود . و توتيا را « فمفولس » گويند و به لغت رومى « سقموليفس » توتيا است . « 1 » توتيا را بعضى از لغت نويسان و صيادله به معنى سرمه يا سنگ سرمه گرفته‌اند كه همان اثمد است . غاصيتش تجفيف يعنى خشكانيدن از نم و عرق تن و از اين قبيل است . توتيا در چشم معالجه بيمارى فلفر يا ناخنه است و خاصيت آن خشك كردن غرق است . « 2 » اكسيد طبيعى و ناخالص

oxyde de zince impur

روى كه در كوره‌هاى ذوب سرب و روى بدست آيد و محلول آن گند زدايى قوى است و در چشم پزشكى محلول رقيق وى براى شستشوى مخاط و پلكها به كار مىرود . در قديم اكسيد ناخالص مزبور را در جوشهاى بهاره و جوشهاى تراخمى به صورت گرد ( پودر ) روى پلكهاى مىپاشيدند . « 3 » توتياى هارونى : اين توتيا معدنى نيست و نباتى است وجه تسميه آن بدين علت است كه اولين كس كه آن را استعمال نموده است حضرت هارون بوده است . « 4 » مزاج : سرد و خشك است . گرم و خشك در درجه چهارم .

خواص :

بدون گزش مىخشكاند ، بوى زير بغل را از بين مىبرد ، شسته توتيا قرحه سرطانى را علاج مىنمايد . داروى چشم درد است ، بازدارنده زائده‌هاى پليد است كه در رگ چشم جمع مىآيد و نمىگذارد به طبقها نفوذ كند و بويژه شسته آن بسيار خوب است . « 1 » آبش در قطره چشم استعمال مىشود البته طبى آن . « 2 »

هامش
( 1 ) - صيدنه ، ابو ريحان بيرونى ، ص 185 .
( 2 ) - فرهنگ داروها و واژه‌هاى دشوار ، ص 88 .
( 3 ) - فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 1161 .
( 4 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 76 - 77 .
( 1 ) - قانون در طب ابو على سينا ، ج 2 ، ص 322 .
( 2 ) - تحفه حكيم ، ص 65 .