تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
نوع دوم آلو بخاراى كوهى است كه كوچك و ترش است و در آن هيچ شيرينى نيست . در دمشق نيز يك نوع آلو هست كه آن را فقوميلاس مىگويند . علاوه بر اين ، زردآلو ، آلوچه اصفهانى و قومشى ديگر اقسام آلو هستند . « 6 »

اسم :

آلو را به لاتينى :
PRUNUSDO NESTICA
به فرانسوى :
PRUNIER

و به عربى اجّاص و برقوق مىگويند . « 1 » آلو را به عربى : اجاص ، به يونانى فوقميلا ، قوقامالين ، قوقامالس و قومالس . به سريانى : جاصا ، كامى سنگ ، باكو كافليون و كوكافيلوس . به رومى : مسقيقون ، ذاماميكنا ، قضياله و فغاله . به سانسكريت : آروك ، ويرسين ، وير ، ويراروك و به هندى آلوبخارا مىگويند . « 2 » آلوى بيابانى را به عربى : اجاص البر ، آلوى بيابانى ، به مصرى : برقوق البر ، به يونانى : اسپندياس و به فرانسوى :

Spondias

مىگويند كه از خانواده بطميه مىباشد . « 3 » آلو بيابانى در لغت طبى به نام

Prunus Virgina ‹ Wild Cherry ›
نوشته شده است . نام درخت آن
Fam › prunus Serotina Ehrhart ‹ Rosacra

مىباشد . « 4 » آلوى بيابانى شيرين ( اسپندياس شيرين ) را به فرانسه

Spondias Doux . Pumme Cytheoe . Cajamauga
و به لاتين :
Spondias Dulcis
مىگويند ، لفظ اجاص را در زبان مصرى : برقوق و در فرانسه
Prunier Domestiqe
و در زبان علمى آن را
Prunus Domestica
مىگويند . در شام خوخ را اجاص مىگويند ، كه اين كلمه در آنجا تحريف شده است ، ولى اجاص و خوخ هر دو از تيره
Risaceac

هستند . « 5 » نوعى از آلو بخارا را در تركيه

Fakumilas

مىنامند . « 6 » آلوچه وحشى را هلوى جنگلى نيز مىنامند . آلوچه را به فارسى : آلوچه سلطانى به عربى : ادرك ، به شامى : برقوق و بعضى فيشوق و به انگليسى

Prunus
هامش
( 6 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 4 .
( 1 ) - فرهنگ معين ، ج 1 ص 84 .
( 2 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 4 .
( 3 ) - لسان العرب ، حرف الف ، ص 7 .
( 4 ) -R . Pدستور بريتانى ، ص 1072 .
( 5 ) - لسان العرب ، ص 7 .
( 6 ) - فارماكو گرافيا ، ص 568 .