تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
همچنين ورنىهاى فاسد نشدنى مىرسد . « 4 »

مشابه :

مشابه آن يك و نيم برابر وزن آن سليخه ( دارچين ) و ربع وزن آن زعفران است . « 1 » مشابه آن گياه اقحوان ( بابونه گاو چشم ) مىباشد . « 2 »

محل رويش :

زراعت آفتاب گردان به منظور استخراج روغن دانه آن ، در نواحى مختلف جهان مانند ايران معمول است . « 3 »

* آلبالو

تعريف :

درخت آلبالو از جنس باداميها ، از تيره گل سرخيان و نوعى از گيلاس است كه ميوه آن سرخ و ترش مىباشد . « 4 » آلبالو ثمره درختى است كه رنگ برگ آن سرخ ، شبيه به شاخ و برگ زردآلو و ميوه آن كوچك به اندازه زعرور ( زالزالك ) مىباشد . نيم رس آن سرخ و ترش ، رسيده‌اش سياه و چاشنىدار با اندكى تلخى غير محسوس و داراى تخمى كوچك به اندازه نخود ، پوستى سخت و سفيد رنگ و مغزى سفيد مىباشد . « 5 » گيلاس نوع شيرين آن است . « 6 »

اسم :

به فرانسوى :
Cerisier Aigre

به عربى : قراصيا و به فارسى : آلى بالى ، آلوبالو و نمتك مىگويند . « 7 » آلبالو را به هندى : آلوبولى و آلى بالى ، به رومى : قراصيا ، قراضيا و قاراصيا ، به چكسلواكى : چراسيا ، به اسپانيولى : حب الملوك ، به سريانى : فارسا ، به يونانى : قروسيون و قيراسوس ، به فارسى : شيرين را گيلاس و ترش را آلو بوعلى ، به انگليسى :

Wild Cherrg
و به لاتين :
Pruni Virgananca

مىگويند . « 8 » آلبالوى بيابانى را در اطراف قزوين كلكم مىنامند . « 9 »

مزاج :

آلبالو در درجه دوم سرد و در درجه اول خشك است . « 10 »
هامش
( 4 ) - همان ، دكتر زرگرى ، ج 2 ، ص 204 .
( 1 ) - همان .
( 2 ) - الابنيه ، ص 34 .
( 3 ) - همان ، دكتر زرگرى ، ج 2 ، ص 204 .
( 4 ) - فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 82 .
( 5 ) - محيط اعظم ، ج 1 ، ص 109 .
( 6 ) - تحفه حكيم ، ص 203 .
( 7 ) - فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 82 .
( 8 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 4 .
( 9 ) - حكيم اسفنديارى .
( 10 ) تحفه حكيم ، ص 203 .