تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
مقدارى پياز بخوريد قضيه حل شده است زيرا هر چقدر انسان از اغذيه محلى كه ويتامين
C

كمترى دارد بخورد جبرانش را پياز خواهد نمود . خوردن پياز براى كسانى كه از لحاظ گوارش ضعيفند يعنى در سوء هاضمه‌ايها ممنوع است مگر اين كه آن را پخته بخورند . پياز وسيله‌اى براى هوا شناسان بوده و مىگفتند هر قدر پوست روى پياز كلفت‌تر و زيادتر باشد زمستانى كه در پيش است سرد و سخت‌تر خواهد بود به فارسى : پياز گويند و نوع بيابانى آن بدون بوته است و در چشمه سارهاى كوه‌ها به تعداد زياد موجود است طعم بو و برگ پياز بيابانى مانند پياز و قويتر از بستانى است . « 1 » پياز گياهى است از تيره سوسنىها برگهايش استوانه‌اى توخالى و نوك تيز و گلهايش سفيد مىباشد برگهاى زير زمينى گياه مذكور كه همان پياز معمولى است خوراكى مىباشد . « 2 » پياز را به فارسى : پياز . به عربى : بصل . تركى : سوغان . يونانى : قرواميتان و توماروس . رومى و يونانى : قزوجا اموان ، قزاموا ، قزوموان ، قزونين ، قرماون ، قرومينان و قرنتوان . سانسكرت : پلاندو ، لونيشك ، درگنده مكهدوشك ، سگندك ، نكيتن ولويتكند . پنجابى : گندا . انگليسى :

bulbi onion
و لاتينى :
allium sepa

گويند . « 3 » عرفى :

onion
طبى :
squill
پياز يكى از سبزيهاى معروف است و اطباى شوروى ثابت كرده‌اند كه اين مانند : سير داراى روغن بودار به نام « فايتن‌سايد » است و در آن مقدار زيادى گوگرد مىباشد . به همين سبب اثر ميكروب كشى دارد .

رنگش :

سرخ و سفيد .

طعم :

بى مزه و تند ، تخمهايش قدرى تلخ .
هامش
( 1 ) - تحفه حكيم ، ص 42 .
( 2 ) - همان ، ص 49 .
( 3 ) - لاثانى لغات الادوية ، ص 68 .