به كار مىرفته است . « 2 » در مرض رعشه ، فلج و ديگر امراض اعصاب استعمال مىشود . مقدار خوراك آن 41 تا 21 درهم است . به طور خارجى در بواسير استعمال مىشود . گفتهاند مقدار دو درهم آن كشنده است بخصوص در بعضى اشخاص سم آن خيلى زودتر تأثير مىكند . هندوها آن را در مرض خنازير ( غده ايجاد شده در زير گلو ) ، امراض سودائى و جذام به مقدار كم مىخورند و با جوشاندن دانه آن ، روغنى به دست مىآورند كه در مرض روماتيسم و ضرب ديدگى استخوان مصرف مىشود . اين ماده را بايد حتما تصفيه كرد در غير اين صورت مرض آبله بوجود مىآورد . در منطقه گوا بعد از خيساندن در روغن براى مرض آسم استعمال مىكنند همچنين براى كرم معده مورد استفاده قرار مىگيرد . اهل گوا ميوه سبز آن را شور كرده و مثل زيتون خوراكى مصرف مىكنند . انسلى بيان كرده است كه در جنوب هند آن را براى امراض خنازير استعمال مىكنند . نيز در امراض زهريه و جذام در مقدار خوراك خيلى كم استعمال مىكنند . از جوشاندن ميوه آن ، روغنى حاصل مىشود كه به طور ماليدن خارجى براى مرض روماتيسم و ضرب ديدگى استخوان استعمال مىكنند . بلادر تصفيه شده باعث آبله بر بدن مىشود . بلادر در نسخههاى همدرد : 1 معجون بلادر : مقوى چشم و باه است ذهن و حافظه را زياد مىكند . در آن عسل بلادر استعمال شده . 2 حب دق اطفال : در سل و دق اطفال مفيد است . در آن روغن بلادر استعمال شده . 3 انقروياى كبير : آن معجون از تراكيب حكيم بقراط است . معنى انقرويا در تحتانى شكل دل است به سببى كه بلادر به شكل دل است و جزء رئيس اين دارو است اسم اين مركب گذاشته شده . براى فلج ، لقوه ، برگى ، نسيان ، عرق نساء ، ضيق النفس مفيد است ، قوت هاضمه و باه
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 460
مساهمون: مصطفى النوراني الاردبيلي
ص٤٦٠
هامش
( 2 ) - قانونچه ، ص 171 .