شوم ، فرمود : بواسير شعيب بن اسحاق از بواسير تو نيست زيرا بواسير آن نر است ، به وى بگو گياه بلاذر را سه قسمت كرده ، چالهاى مىكند و آجرى را سوراخ نموده بعد بلاذر را روى آتش گذاشته و آجر را روى بلاذر بگذارند مريض روى آجر بنشيند و سوراخ آجر نزديك زخم مقعد باشد ، وقتى كه بخارش بلند شد و حرارت به آن رسيد پس مريض آماده باشد آنچه را كه پيدا مىكند گاهى پنج يا هفت دكمه در محل باشد اگر ذوب شد و بيرون آمد آنها را قطع مىكند و مىاندازد و اگر بيرون نيامد ثلث سوم را در آتش بگذارد كه ديگر آن را از بيخ مىكند ، بعد مرهم شمع را و روغن زنبق و لبنى عسل و سروكتان همه را كه در بواسير قبلى گفته ، براى بواسير مذكور نيز بگيرد و بمالد . جريرى گويد : برگشتم براى شعيب توصيف كردم ، عمل كرد و خوب شد . « 2 » در بحار الانوار در مورد سروكتان نوشته است كه شايد بذر كتان باشد .
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 459
مساهمون: مصطفى النوراني الاردبيلي
ص٤٥٩
روغن زرد بلادر را نبايد دست زد كه پوست را آبله آورده اذيت مىرساند . نيز در ديگر اجزاء بدن اثر مىكند .
ميوه آن تقريبا 32 % روغن جرح آورنده دارد و نيز 2 . 14 % از آن خاكستر حاصل
مىشود . « 1 »
مزاج آن را گرم و خشك گفتهاند . به نظر ايشان در تمام امراض پوستى مفيد است .
گرم و خشك است . روغن مغز بلادر و عسل آن در فلجها ، لقوه ( فلج نيمى از صورت ) ، رعشه ، خدر ( بى حسى ) ، و نسيان ( فراموشى ) به كار مىرود و استعمال خارجى آن به علت سوزندگى كه دارد در درمان زخمهاى گوشتدار و براى قطع ميخچه و زگيل
هامش
( 2 ) - بحار ، ج 62 ، ص 199 .
( 1 ) - فارماكوگرافيا ، ج 1 ، ص 3 .