تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
عطسه ، پريدگى پلك چشم ، سختى ادرار ، عطش ، سختى ادرار ، حيض و شير ، سوزاك ، روماتيسم و فلج است .

خواص :

آب بادروج چون در چشم چكانيده شود ، چشم را روشن مىكند و اگر كسى خون دماغ بشود ، مقدار زيادى بادروج را با سركه بياميزد و پاره‌اى كافور بر آن اضافه كند و فتيله را بدان تر كند و بر بينى بگذارد باعث بند آمدن خون بينى مىشود . اگر آن را بكوبند و برگزيدگى زنبور نهند درد را ساكت مىكند . بوئيدن « بادرو » تشنگى را مىبرد ، در معده دير هضم است ، زود مىگندد ، ادرار را از مثانه مىراند و طبع را نرم مىكند . و اگر زنى كم شير ، از آن بخورد ، شير او زياد مىشود و زود از پستانش شير مىآيد . « 1 » بادروج را در مرض سوزاك استعمال مىكنند . شستن و تبخير آن براى مرض روماتيسم و فلج مفيد است . جوشانده تخمهاى آن را به عنوان ملين ( براى كار كردن مزاج ) استعمال مىكنند . مدتى اين دارو را به طور اشتباه ، فرنجمشك شناخته بودند . « 2 » هم قابض است و هم مسهل ، زيرا خود به خود قابض است ، لكن گاهى با خلطى بر مىخورد كه براى بيرون آمدن آمادگى دارد خلط را بيرون مىراند كه در اين صورت بايد مسهل باشد ، گدازنده رساننده بادزا است . زود مىگذرد و خلط بد و سودايى به وجود مىآورد ، تخم بادروج داروى سودا است . « 3 » بولس گويد : سيسنبر بدل اوست در ادويه و آن را به لغت يونانى قيمونوادس گويند و معنى آن چنان باشد يعنى نباتى كه منظر او به بادروج مشابهت دارد . « 4 »

هامش
( 1 ) - صيدنه ، ج دوم ، ص 770 .
( 2 ) - فارماكوگرافيا ، ج 3 ، ص 85 .
( 3 ) - قانون در طب ، بوعلى سينا ، ص 96 .
( 4 ) - صيدنه ، ص 112 .