تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥

* بادنجان

تعريف :

بادنجان به عربى : باذنجان ، انب . فارسى : بادنجان . هندى : بيگن . سنسكرت : وارتاكى ، كنت ، ورنتاكى ، كت نهپلا . انگليسى :
brinjal , egeplant
لاتينى :
solanum melongona , solanum diffusum
بادنجان كه آن را نيز الانب ، المفد ، الوغد نيز گويند . لاتينى :
solanum melongena

از خانواده باذتجثيه « 1 » بادنجان در بيشتر اوقات كمك گوشت و بيشتر خورشت را به طور دلمه و كوكو و قورمه و . . . تامين مىنمايد اما اين ميوه گياهى و به عبارت ديگر از خانواده سبزيجات است . داراى هيدرات دو كاربن ، آلبومين ، چربى ، مواد معدنى و لذا براى مبتلايان به نقرس و قند نيز خوردن آن تجويز شده است . بادنجان داراى پتاسيم و كلسيم است كه درجه قليائى بدن را تامين مىكند و براى فشار خون‌دارها مفيد مىباشد و ويتامينهاى

b 1
و
b 2
در آن موجود است . اسم طبى بادمجان :
solanum meleongena

بادنجان ، باتنگان ، بادنگان : گياهى از تيره بادنجانيان كه اصلش از هندوستان است . ميوه‌اش درشت و بيضوى و دراز اندام يا گرد كه به رنگ بنفش متمايل به سياه و سفيد و گاهى زرد و قرمز ديده مىشود ولى ميوه خوراكى آن هميشه بنفش سياه رنگ است . « 2 » بادنجان معرب بادنگان يا باتنكان فارسى است و به عربى : انت و قهقب و به فارسى : كهلت و كهكم و به هندى : بيگن و بهانثاه و بهثا گويند . ماهيت آن معروف است و مستعمل در غذا و دوا و بهترين آن نو و تازه ، كوچك ، كم تخم ، كبود پوست ، براق ، مدور و اندك طولانى است .

هامش
( 1 ) - لسان العرب ، ص 44 .
( 2 ) - فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 444 .