نامند . « 1 » بادروج :
در آسيا و آفريقا مىرويد تا 90 سانتىمتر بلند مىشود . برگ و گل آن روغن و عطر خوشبو مىدهد . « 2 » بادروج اسم نبطى است و معرب آن باذروج و به عربى حوك و به فارسى تره خراسانى و به هندى بابرى و تلسى جنگلى گويند و آن نوعى از ريحان كوهى است برگ آن ريزه و ساق آن مربع توخالى و پر شاخ و در بو كمتر از ريحان ، گل آن مائل به سرخى و در مصر ريحان احمر نامند در دو نوع صحرايى و بستانى مىباشد . در بيخ آن خاصيتى نيست . صاحب تحفه نوشته كه ظاهرا تخم شربتى باشد كه از شيراز مىآورند و با شربت قند مىخورند . بهترين گياه آن خوشبو است . « 3 » بادروج همان حوك مشهور است . روغن باذروج و روغن مرزنگوش داراى نيروى مشابه هستند لكن باذروج از مرزنگوش ضعيفتر است و در آن نيروى مخالف است . بادروج معرب بادرو فارسى است و به سريانى جوكاوتبارى حوك خوانند . بادروج نوعى از ريحان است كه به فارسى ريحان كوهى نامند ، برگش ريزه و ساقش مربع ، پرشاخه و كم بوتر از ريحان و گلش مايل به سرخى و در مصر ريحان احمر نامند و برى و بستانى مىباشد و پاييزه است نه بهاره . « 4 » بادروج در زبان عرب : البادروج ، الحبق الريحانى و الريحان . به لاتينى :