بدست مىآيد . « 3 » صمغ نوعى از اقاقيا به اسم
است . « 4 » به درخت اقاقيا كه از آن صمغ بدست مىآيد ، به بول نيز مىگويند . به بول به عربى : ام غيلان ، مغيلان ، طلح ، سمر و شجره حائضه ، به فارسى : مادر غولان ، به سريانى : قينا ، به سانسكريت : مالاپل ، به بول ، سوگشم پتر ، كشائى و اسامى ديگر ، به هندى : به بول ، ببور و كيكر « در هند بيشتر كيكر معروف است » . به انگليسى عرفى ، لاتينى و انگليسى غربى اسم دارد . اقاقيا صمغ درخت كرت ( خرنوب مصرى ) است . « 5 » درخت اقاقيا را به سريانى : دعيا ، به مصرى : شوكه ام غيلان ، به فارسى : خار مغيلان ، به هندى : كيكر و صمغ آن را به هندى : رنگ و كيكر كارس و به انگليسى : اكاكيا مىنامند . « 6 » به سريانى : دعثا و قرطلا ، به رومى : اقاقيا و درخت آن را به عربى فقل ، به فارسى : ملبند شدرك و به سندى شنغار مىنامند . « 7 »
القرظ و القرض :
ميوه درختى است كه در مصر به نام سنطه معروف است و از ام غيلان است كه همان اقاقيا است و به صمغى كه از آن بيرون مىآيد ، اقاقيا مىگويند . « 8 » در كتاب سانسكريت از صمغ عربى نامى برده نشده . اين صمغ در زمانهاى بسيار قديم در مصر بوده است و آن را كامى مىگويند . علماى ايران و عراق آن را صمغ عربى ناميدهاند و در مورد آن بحث زيادى نمودهاند . صاحب كتاب مخزن آن را ام غيلان يا مغيلان نوشته است و اطباء مسلمين آن را داروى مفيد براى امراض سينه و قوت بدن و نرم كننده نوشتهاند . مصنفين بزرگ كتابهاى عربى و فارسى آن را به نام اقاقيا و عصاره آن را قرظ نوشتهاند و بعضى قرظ را ميوه