* اسفناج رومى
تعريف :
اسفناج رومى گياهى است از تيره سدابيان از نوع كواچها و داراى انواع مختلف است . گياه مذكور پرُشاخه و با ساقه چوبى ، داراى تيغهاى درشت ، بلند و برگهاى دراز و نوك تيز است . « 3 » سبزى معروفى است كه داراى انواع بيابانى و باغى مىباشد . برگ بيابانى كوچكتر از باغى و هر دو نوع سبز مايل به زردى و كمى چسبندگى و شورى و بهترين آن تازه و سبز مايل به سياهى است . « 4 » مانند پونه بلند مىشود . برگش سبز مايل به زرد و دراز و زود شكن است . « 5 » گياهى است چند ساله و از تيره اسفناج
chenopodiaeEaE
كه منشأ اصلى آن در آمريكا بوده ، از آنجا به تدريج به نواحى ديگر انتقال يافته است و در كشور ما وجود دارد .
تكثير اين گياه به وسيله كاشتن دانههاى كوچك آن صورت مىگيرد . بدين نحو كه در اوايل ارديبهشتماه دانهها را در زير شاسى و در سطح خاك مىپاشند و پس از 8 تا 10 روز كه دانه رويش يافت گياهان جوان حاصل را در امتداد خطوطى به فواصل 60 سانتيمتر به نحوى مىكارند كه هر گياه از ديگرى ، لااقل 30 سانتىمتر فاصله داشته باشد . از خصوصيات زمين زراعتى جهت پرورش اين گياه آن است كه شنى ، سبك ، شخم زده و داراى كود نسبتا كافى باشد . برداشت محصول يعنى جمعآورى سرشاخههاى ميوهدار گياه بايد در يك زمان خشك ، قبل از رسيدن كامل ميوهها صورت گيرد و بعلاوه بلافاصله اقدام به اسانسگيرى از آنها شود ، زيرا در غير اين صورت مواد فرّار ميوهها به سرعت كاهش حاصل خواهد نمود . « 6 »
ضرر و اصلاح :
مضر سرد مزاجها و معده سرد و بوجود آورنده باد غليظ است و مصلح آن پختن با چغندر و خوشبو كردن با ادويه خوشبو و ابازير گرم و با آبكامه خوردن است . « 7 »
هامش
( 3 ) - فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 268 .
( 4 ) - محيط اعظم ، ج 2 ، ص 26 .
( 5 ) - تحفه حكيم ، ص 208 .
( 6 ) - گياهان دارويى ، دكتر زرگرى ، ج 3 ، ص 542 .
( 7 ) - تحفه حكيم ، ص 208 .