( 1 ) 17 - سخن را براى غرض فاسد دراز نكند و اغراض شخصيّه به كار نبرد .
( 2 ) 18 - شايسته است در ذكر مصيبت خصوص در غير ايام عاشوراء مراعات نمايد و به همانى اكتفاء كند كه مايهء سختدلى و سهلگيرى مشكلات نگردد و مصيبتهاى جانگداز و دلخراش را بر زبان نياورد :
محدّث فاضل و مورّخ متبحّر ميرزا هادى خراسانى نجفى ( ايّده اللَّه ) گفت :
در عالم خواب ديدم گويا در يكى از حجرههاى صحن امير المؤمنين ( ع ) هستم و همهء ائمه يا بيشتر آنان در آنجا نشستهاند و مردى از اهل منبر براى آنها روضه مىخواند و گوش مىكنند تا گفتارش به اينجا رسيد كه شمر به سكينه گفت : اى بنت الخارجى ؛ ديدم امير المؤمنين ( ع ) از اين سخن نفرت كرد و به سختى روى در هم كشيد و رنگ چهرهء او ديگرگون گرديد ، چون چنين ديدم ، به آن مرد روضهخوان اشاره كردم : بس كن نبينى چه بر حال امير المؤمنين ( ع ) مىگذرد ؟
امير المؤمنين ( ع ) به من فرمود : آن سخنى هم كه خودت ديروز گفتى كمتر از اين نبود ، و به يادم آمد كه من ديروز مصيبت آويختن سر أبا الفضل را از سينهء اسب خوانده بودم و عذر خواستم و توبه كردم .
( 3 ) 19 - امر به معروف و نهى از منكر كند :
پيغمبر ( ص ) فرمود : چون در امّتم بدعت پديد گردد بايد دانشمند ، علم خود را آشكار سازد و گرنه لعن خدا و ملائكه و مردم بر او باد .
و روايت شده است كه امير المؤمنين ( ع ) خطبه خواند ، حمد خدا كرد و
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 912
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٩١٢