كردهاند كه هر كه قرآن را از پيش خود تفسير كند و حق را هم درك كند ، خطاكار باشد .
( 1 ) 12 - براى اخبار ، توجيهات فاسد و باطل نكند و در آنها تصرّفات بارد و ركيك ( كه در عصر ما شايع است ) ننمايد ، أعاذنا اللَّه تعالى .
( 2 ) 13 - در احكام در صورتى كه مجتهد و صاحب فتوى نباشد فتوى ندهد :
در اين مقام ، كافى است كلام سيّد اجلّ أورع أزهد أسعد ، قدوة العارفين و مصباح المتهجّدين ، صاحب كرامات باهره ابى القاسم رضي الدين سيّد ابن طاوس ( قدّس اللَّه سرّه و رفع في الملأ الأعلى ذكره ) در ضمن كلامى گويد كه :
من مصلحت و پناهگيرى در دنيا و آخرت خود را در كنارهگيرى از فتواى در احكام شرعيّه دانستم ، چون اخبار وارده در احكام از فقهاء اصحاب ما راجع به تكاليف عمليّه اختلاف بسيارى دارند و شنيدم كه خداى جلّ جلاله در كلام خود خطاب به اعزّ خلائق نزد وى محمّد ( ص ) فرمايد : « اگر پارهاى گفتهها را به ما بندد ما از دست راستش برگيريم . . . » [ 1 ] تا آخر آيات ، و اگر من كتبى در فقه تأليف مىكردم كه بعد از من بدانها عمل مىشد نقض تورّع من از فتوى بود و مرا در خطر شمول آيات نامبرده وارد مىكرد زيرا در صورتى كه خدا به اين سختى ، رسول عزيز و أعلم خود را عتاب كند براى آنكه گفتارى به او بندد ، پس اگر من به ناحق حكمى به او بندم و فتواى خلافى دهم يا تأليفى ناصواب كنم ، روزى كه
هامش
[ 1 ] سورهء حاقّه ، آيهء 44 - 47 .