( 1 ) شريك بن جدير تغلبى هم بر حصين بن نمير سكونى حمله كرد و گمان برد ابن زياد است و با هم گلاويز شدند و تغلبى فرياد مىكشيد : مرا با اين زنازاده بكشيد ، حصين را كشتند ، و گفتهاند كه شريك ، ابن زياد را كشت ؛ شريك در صفّين همراه على ( ع ) بود و چشمش آسيب ديد و چون دوران على ( ع ) گذشت ، به بيت المقدس رفت و در آنجا گوشه گرفت و چون حسين ( ع ) كشته شد ، با خدا عهد كرد كه اگر خونخواهى براى او پديد شود ، ابن زياد را بكشد يا خود جان دهد ، و چون مختار براى خونخواهى حسين ( ع ) خروج كرد رو به او آورد و با ابراهيم به جبهه رفت و چون به لشكر شام حمله شد با همراهان خود كه از « ربيعه » بودند صفها را دريدند تا به ابن زياد رسيدند و گرد و غبارى برخاست كه كسى ، كسى را نمىديد و جز طراق و طراق آهن شنيده نمىشد و چون گرد فرو نشست هر دو نفر ، شريك و ابن زياد ، كشته افتاده بودند ، ولى قول اوّل اصحّ است و شريك همان كس است كه گفت :
هر چه را بينم تباه است اى پسر * جز مقام نيزه در ظلّ فرس
( 2 ) شرحبيل بن ذى الكلاع حميرى هم كشته شد و سفيان بن يزيد ازدى ، ورقاء بن عازب اسدى ، عبد اللَّه بن زهير سلمى ، هر سه مدّعى كشتن او بودند .
عيينة بن اسماء همراه ابن زياد بود و چون لشكر ابن زياد شكست خورد و گريزان شد ، خواهرش هند دختر اسماء را كه زوجهء ابن زياد بود برداشت و با خود برد و اين رجز را سرود :
گر بريدى رشتهء الفت بسا * پهلوان در جنگ افكندى ز پا
( 3 ) چون لشكر ابن زياد پشت به جنگ دادند ، ياران ابراهيم به دنبال آنها تاختند