تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 752

مساهمون:

ص٧٥٢
قيامت مورد اين عتاب گرداند : آيا به شما عمرى نداديم كه هر كس بايد در آن نپذيرند ، گردد ؟ امير المؤمنين على ( ع ) فرمود : عمرى كه خدا عذر بنى آدم را در آن پذيرا است تا شصت سال است ، همهء ماها به شصت رسيديم و همه خودستا بوديم و خدا ما را دروغگو يافت در هر پيشامدى براى پسر دختر رسول خدا ( ص ) ، نامه‌ها و فرستاده‌هاى او از پيش به ما رسيد و حجّت را بر ما تمام كرد و از آغاز تا انجام ، آشكار ما را به يارى خواست ، ما از جانبازى دريغ كرديم تا در كنار ما كشته شد ، نه با دست خود او را يارى كرديم و نه با زبان خود از او طرفدارى نموديم و نه به اموال خود او را تقويت كرديم و نه از عشائر خود براى او مدد خواستيم ، نزد پروردگار خود چه عذرى داريم و پيش پيغمبر چه معذرت طلبيم كه فرزند محبوب و ذريه و نسلش كشته شدند ، نه به خدا ، عذرى جز اين نيست كه يا قاتلان او را بكشيم و يا در راه او كشته شويم اميد است كه پروردگار ما به اين جانبازى از ما راضى شود و از عقوبت او ايمن گرديم ؛ اى مردم ، بايد يكى از شما پيش قدم گردد و به ناچار اميرى داشته باشيد كه به او پناهنده گرديد و پرچمى كه زير آن گردآئيد » . ( 1 ) سپس رفاعة بن شدّاد بجلى رشتهء سخن را به دست گرفت و گفت : « اما بعد ، خدا درست‌ترين گفتار را به دهان تو نهاد و تو به ارشد امور كه جهاد با فاسقان و توبه از گناهان بزرگى است آغاز سخن كردى ، گفتارت مسموع و مستجاب است ، اينكه گفتى : اميرى لازم است كه