( 1 ) ما به ذكر آنچه ابن اثير در « كامل » آورده اكتفا كنيم :
در ذكر توّابين
گفتهاند : چون حسين ( ع ) كشته شد و ابن زياد از لشكرگاه نخيله به كوفه برگشت ، شيعه به سرزنش و ندامت با هم برخورد كردند و ديدند خطاى بزرگى مرتكب شدند كه حسين ( ع ) را دعوت كردند و دست از يارى و اجابت او كشيدند تا در جوار آنها كشته شد و ديدند جز با كشتن كشندگان او يا كشته شدن خودشان ننگ و گناه آنها شسته نگردد ، در كوفه گرد پنج تن از رؤساء شيعه جمع شدند : سليمان بن صرد خزاعى كه از صحابهء پيغمبر هم بود ، مسيب بن نجبهء فزارى از اصحاب امام على ( ع ) ، عبد اللَّه بن سعد بن نفيل ازدى و عبد اللَّه بن وال تيمى از تيم بكر بن وائل و رفاعة بن شدّاد بجلى كه از بهترين ياران على ( ع ) بودند و در منزل سليمان بن صرد خزاعى انجمن كردند و مسيب بن نجبه آغاز سخن كرد ، پس از حمد خدا چنين گفت :
( 2 ) « اما بعد ، خدا ما را به طول عمر امتحان كرد و در معرض انواع فتنهها درآورد ، از پروردگار خود خواهم كه از كسانى نباشيم كه فرداى