رخت بست از گلشن * بهر قربانى يار
يك طرف پردگيان شور و نوا سر كرده * بانوان دو سرا شهرهء هر شهر و ديار
همگى بىپرده * دستگير اغيار
لاله رويان همه را داغ مصيبت بر دل * بىكس و بىسر و سالار بجز يك بيمار
همه را پا در گل * دست و پا سلسله دار
در رثاى مظلوم ( ع )
اى اسم اعظم حق كز عالمى نهانى * وى شمع نور مطلق كز روى نى عيانى
در خاك و خون طپانى * چون ماه آسمانى
اى كعبهء حقيقت كز اوج عرش هستى * وى كعبهء طريقت كز لطف و مهربانى
پامال پيل مستى * سرخيل كاروانى
اى در مناى ميدان از نقد جان گذشته * رسم از تو شد بدوران آئين جانفشانى
وز نوجوان گذشته * در راه يار جانى
اى شاه خرگه عشق اى جوهر فتوت * كافشانده در ره عشق هر گوهر گرانى
اى عنصر مروت * هر گنج شايگانى
سيمرغ قاف همت مرغى ز آشيانت * شهباز اوج حشمت بىقدر ديدبانى
يا سر بر آستانت * بىنام و بىنشانى
طوفان ماتم تو شورى بپانموده * در لجهء غم تو يا بحر بىكرانى
كز نوح دل ربوده * او غرقه و جهانى
اى يوسف گلاندام از چيست غرقه خونى * وز گرگ زشت فرجام صد پاره آنچنانى