تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
( 1 )

فصل غارت بنهء حسين ( ع ) و شيون زنان حرم

سيّد ( ره ) گويد : كنيزكى از خيمه‌هاى حسين ( ع ) به ميدان آمد ، مردى به او گفت : اى امة اللَّه آقايت كشته شد ؛ گويد : دوان دوان نزد بىبى خود رفتم و شيون كردم ، همهء بانوان حرم برخاستند و شيون كردند ؛ گويد : آن لشكر براى غارت خيمه‌هاى آل رسول و نور ديدهء بتول بر هم پيشى مىگرفتند تا به جائى كه سرپوش از دوش زنان مىربودند ، دختران آل رسول و حرم او هم آواز مىگريستند و از فراق ياران و دوستان شيون مىكردند . حميد بن مسلم گويد : زنى از بكر بن وائل كه با شوهرش همراه عمر بن سعد بود [ 1 ] چون ديد آن لشكر به خيمهء زنان
هامش
[ 1 ] از سيّد حيدر :آن مشكل اعظم كه ز وى شعله برافروخت * گستاخ عدو سوى حرم خيل ستم تاخت اموال خيم را همه بردند به غارت * از گوهر و از جامه و از فرش به عادت زنهاى حرم برهنه سر شد با سيرى * با دهشت افزون كه برد زهره شيرى پوشيده رخ خويش بدستى شده مجروح * از ضربت شلّاق وز رعشه شده مفتوح آن مهتر مخلوق خدا زين عبادش * در زير غُل افتاده ز پا بىكس و كارش خويشان گرامش همه بر خاك ببيند * قربانى و ز ياد بر آن خاك نشيند چه كار شاه و لشكر بر سر آمد . . .تا آخر .