تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
زنده است وظيفهء خود را انجام دهند براى آنكه مبادا اگر او كشته شود و آنها زنده مانند و دوباره مورد طمع شمر و خويشان مادرى او شوند و تندرست يا زخمى آنها را به سوى خود كشند و لطمهء تبليغى به خاندان او و شهادت برادرش حسين ( ع ) وارد شود ؛ و جهت ديگرش اين بوده است كه خواسته داغ مصيبت آنها را متحمل شود و اجر و ثواب بيشترى ببرد و از اين راه تقرّبى به خدا جويد ، و چون حضرت عباس صاحب پرچم حسين ( ع ) بوده است و مورد اعتماد اهل حرم او ، تا آخرين نفس با برادر خود همراه بوده . ( 1 )

در شهادت مولاى ما عباس بن امير المؤمنين ( ع )

شيخ مفيد در « ارشاد » و شيخ طبرسى در « اعلام الورى » گفته‌اند : لشكر بر حسين ( ع ) حمله كردند و قشونش را از هم پاشيدند و تشنگى بر او چيره شد ، حضرت سوار شده و به سوى فرات رفت و برادرش عباس جلوى او بود ، لشكر ابن سعد راه او را گرفتند و مردى از بنى دارم به آنها فرياد زد : واى بر شما ، فرات را بر او ببنديد و نگذاريد سر آب رود ، حسين ( ع ) فرمود : بار خدايا او را تشنه كن ؛ او در خشم شد ، تيرى به چانهء آن حضرت زد ، حضرت تير را بيرون آورد و دست زير آن گرفت و پر از خون شد و گفت : بار خدايا من به تو شكايت كنم از آنچه با پسر دختر پيغمبر تو عمل مىشود ، سپس با لب تشنه به جاى خود برگشت ولى لشكر گرد ابا الفضل را گرفتند و او را از آن حضرت جدا كردند و ابا الفضل تنها جنگيد تا به شهادت رسيد و زيد بن ورقاء حنفى و حكيم بن طفيل طائى پس از آنكه زخم
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 414 | الشيخ عباس القمي / محمد باقر كمره اى