[ رمز 61 ] از اين چند سطرى كه دربارهء اين غلام ترك ضبط تاريخ شده ، نكات مهمى استفاده مىشود : در اول بار نظر به مضمون رجز او متوجه مىگردد كه از مضمون رجزهاى متعارف عربى كه بسيارى از آنها از زبان ياران حسين ( ع ) گذشت جدا است ، در رجزهاى عربى بيشتر توجه به همان خاندان و نژاد و مفاخر عشائرى است ولى در اين رجز دريا و فضا و محيط اخلاقى را به ميان آورده و با يك فكر وسيعترى آن را سروده ؛ و از نظر دوم اظهار مهرى كه حسين ( ع ) با اين غلام ترك كرده است و گونه به گونهء او نهاده و با ديگر انصار و ياران خود چنين نكرده است .
از طرفى گويا منظورش غريبنوازى بوده ، و از طرفى كمالات معنوى اين غلام ترك كه حفظ قرآن نموده است او را شايستهء اين مقام كرده . در اينجا تبسّم شيرين آن غلام ترك هنگام جان دادن جلب نظر مىكند و گويا اظهار لطف حسين ( ع ) در او تأثيرى داشته كه همه چيز را از ياد برده و يا آنكه مانند آن اسود تازه مسلمان فتح خيبر از ديدار حوريانى كه شهيد را هنگام جان دادن در آغوشى كشند ، خرم و خندان شده .
( 1 ) سپس مالك بن دودان به ميدان رفت و مىسرود :
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 371
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٣٧١