شيوه همين بود و چنان بود كه امام ما مهدى ( ع ) او را ستود :
« قرآن را سند ؛ و امت را معتمد ؛ و در طاعت ، كوشا ؛ و بر عهد و پيمان ، پويا ؛ از راه فاسقان ، بر كنار ؛ و بر آنچه داشت ، بخشش كار بود ؛ ركوع و سجودش طولانى ، و نسبت به دنيا چون كوچ كنندگان زاهد و به ديدهء هراسندگان بدان ناظر بود » .
( 1 ) ابو عمرو احمد بن محمد قرطبى مروانى در « عقد الفريد » گويد : به على بن الحسين گفتند : پدرت چه كم فرزند بوده ؟ فرمود : در شگفتم چگونه فرزند آورده و در هر شبانه روزى هزار ركعت نماز مىخواند و كجا به زنان مىرسيد ( ق ) روايت شده كه هنگام سحر ، حسين ( ع ) سر به بالين نهاد و چرتى زد و بيدار شد و فرمود : مىدانيد اكنون چه در خواب ديدم ؟ عرض كردند : يا بن رسول اللَّه ، چه خوابى ديدى ؟ گفت : خواب ديدم سگانى بر من حمله كردند كه مرا بدرند و سگ ابلقى در ميان آنها بر من بيشتر سختى مىكرد ، گمانم آن كه مرا مىكشد پيسى است كه در ميان اين قوم است ؛ سپس جدّم رسول خدا را با جمعى از اصحابش ديدم كه به من مىگفت : پسر جانم ، تو شهيد آل محمّدى و اهل آسمانها و ملأ أعلى به تو مژده جويند و بايد امشب افطار نزد ما باشى ، بشتاب و تأخير مكن ، اين فرشتهاى است كه از آسمان آمده تا خونت را در شيشهاى سبز ضبط كند ، اين را خواب ديدم و كار من آماده شده و كوچ از اين دنيا نزديك است و شكّى ندارد .
( 2 ) طبرى ، از ابو مخنف ، از عبد اللَّه بن عاصم ، از ضحاك بن عبد اللَّه مشرقى نقل كرده كه : در شب عاشورا ، حسين ( ع ) و اصحابش شب را همه به نماز و استغفار و دعا و زارى بودند ، يك دسته پاسبان سوارهء دشمن به ما گذر كرد و
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 290
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٢٩٠