تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
بسازد ؟ مرد شامى از جا برخاست و گفت : من ، گفت : او را به همان جا ببر كه اين دو كودك را كشته و گردن بزن و خونش را روى خون آنها بريز و زود سرش را براى من بياور ، آن مرد چنان كرد و سرش را آورد و بر نيزه‌اى افراشتند و كودكان با تير و سنگ او را مىزدند و مىگفتند : اين كشندهء ذريّهء رسول خدا ( ص ) است . ( 1 )

فصل در توجّه حسين ( ع ) از مكه به عراق

( د ) مسلم بن عقيل روز هشتم ذيحجهء سال شصت در كوفه خروج كرد و روز عرفه نهم ، كشته شد و حسين ( ع ) در همان روز خروج مسلم كه روز ترويه بود به سوى عراق حركت كرد و جمعى از اهل حجاز و بصره هم در مدت اقامت او در مكه به وى پيوسته بودند و به خاندان و موالى او ملحق شده بودند . [ رمز 21 ] ظاهر اين است كه خروج مسلم با حركت امام از مكه ارتباط داشته و از جهت واقع و حقيقت چنين مقدر بوده است و نكتهء سياسى آن هم اين است كه پس از خروج مسلم در كوفه و شورش بر حكومت يزيد بعنوان نمايندهء امام ( ع ) ديگر به كلى امنيت آن حضرت در مكه مختل