تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
غار جستند و به هر جاى تنش دست زدند گوشتش برآمد ، سرش را بريدند و نزد معاويه بردند و آن را بر نيزه كردند و آن اول سرى بود كه در اسلام بالاى نيزه رفت . ( 1 ) مىگويم : در ذكر شهادت اصحاب حسين ( ع ) بيايد كه « زاهر » آزادشدهء عمرو بن حمق كسى بود كه بدن عمرو را به خاك سپرد . ( 2 ) در « قمقام » گفته : عمرو بن حمق به وزن كتف پسر كاهن بن حبيب بن عمرو بن قين بن ذراح بن عمرو بن ربيعهء خزاعى است كه پس از حديبيه نزد پيغمبر ( ص ) مهاجرت كرد و گفته شده كه سال حجة الوداع اسلام آورد و اول اصح است ، صحبت پيغمبر ( ص ) را دريافت و احاديثى از او فرا گرفت ، ناشر كتاب از عمرو بن حمق روايت كند كه : پيغمبر را آب داد و آن حضرت گفت : بار خدايا او را به جوانيش بهره‌مند كن ، هشتادساله شد و موى سپيدى در ريشش نبود و از شيعيان على ( ع ) شد و در مشاهد جمل و صفّين و نهروان با او بود ، معاون حجر بن عدى و از يارانش بود ، از زياد ترسيد و به موصل گريخت و در غارى نزديك موصل پنهان شد ، حاكم موصل فرستاد از غارى كه در آن بود او را بگيرند و ديدند مار او را گزيده و مرده و قبرش در بيرون موصل زيارتگاه است و بارگاه بزرگى دارد كه ابو عبد اللَّه سعيد بن حمدان پسر عمّ سيف الدوله و ناصر الدوله در شعبان سال سيصد و سى و شش آغاز ساختمان آن نمودند و ميان شيعه و سنى در ساختن آن ستيزه‌اى برخاست . انتهى . ( 3 ) از كشى است كه او را از حواريين على بن ابى طالب ( ع ) شمرده و از كسانى كه سبقت به رجوع به آن حضرت گرفتند . ( 4 ) در كتاب « اختصاص » سابقين مقرّبين امير المؤمنين ( ع ) را برشمرده ،