تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
اينها رجال فوق قانون و مصلحين جهان بشريت مىباشند ، راه و رسم اين رادمردان از ديگران جدا است و حال آنها را با مردم معمولى نمىتوان در حساب آورد ، اينها كسانى هستند كه لياقت دارند به اسرار هستى آشنا شوند و آيندهء خود و ديگران را بدانند ، در ميان اصحاب على ( ع ) ، از اين رادمردان جمعى بودند كه شاهكار تعليمات عاليهء آن حضرت را دريافتند و افتخار همرازى با آن حضرت را داشتند ، از اين رو با آنكه مردان بزرگوارى رشتهء ارادت او را به گردن داشتند ولى هنگام تسلط دشمنان مأمور به تقيه بودند و وظيفهء خود نمىدانستند كه با دولت زورگو و ستمكار بنى اميه مبارزهء علنى كنند كه اين ابو اراكه و صدها شيعيان ديگر در شمار آنها هستند ولى مقام امثال رشيد هجرى و ميثم ، مقام ديگرى است و فهم موقعيت معنوى آنها از خور فهم عمومى برتر است و براى آنها حكم تقيه و خوددارى موضوع ندارد ، اينها در عهدهء خود مىدانند كه در برابر ستم صراحت و مقاومت از خود نشان دهند و جان بدهند و شكنجه ببينند تا كاخ ستم را با خون خود واژگون كنند . ( 1 ) شيخ كشى از ابى حيان بجلى از قنوا دختر رشيد هجرى روايت كرده گويد : به او گفتم : به من خبر ده آنچه را از پدرت شنيدى ، گفت : از پدرم شنيدم مىگفت : امير المؤمنين ( ع ) به من خبر داد و فرمود : اى رشيد ، تا كجا شكيبا باشى وقتى به خود وابستهء بنى اميه تو را بخواهد و دست و پا و زبانت را ببرد ، عرض كردم : پايان اين بلا بهشت است ؟ فرمود : اى رشيد ، تو در دنيا و آخرت با منى ،