تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
قانون‌شكنىها و مظالم حكومت بنى اميه آماده شده بود ولى طورى نبود كه دستگاه و انتظامات حكومت به كلّى از ميان رفته باشد و هر كس هر كار خواهد انجام دهد و بناچار بسيارى از انجمن‌ها و رفت و آمدها محرمانه و سرّى انجام مىشده است و موضوع مسافرت مسلم بن عقيل به طرف كوفه يك حلقه از اين اسرار است ، و با آنكه يك هيئت نمايندگى مهم از جبههء كوفه با آن حضرت بوده و اينها هم براى سفر ، تهيه و تدارك داشته‌اند از شاهراه عمومى نتوانسته‌اند مسافرت كنند و بايست اين مسافت طولانى ميان مكه و مدينه و كوفه را به وضع غير عادى و با رهنمائى دليلهاى بسيار باتجربه ، راههاى غير عادى و قاچاقى طى كنند و از اين نظر مسلم بن عقيل در اين سفر دچار مخاطر سختى مىشود كه دليلهاى او راه را گم مىكنند و از تشنگى هلاك مىشوند و خودش زحمت مىبيند كه با آن مقام شهامت و خلوص از اين منصب پرافتخار طلب استعفاء مىنمايد و معلوم است كه راههاى متعارف و به اصطلاح شوسه تحت مراقبت شديد قرار داشته است و عبور و مرور اشخاص مشكوك مورد بازجوئى شديد قرار مىگرفته است .