مسافرت امام حسين ( ع ) تا مكه و از مكه تا كربلا براى جمعآورى اين اصحاب مخصوص بوده است و بركنارى نالايقان .
( 1 )
فصل در توجه حسين ( ع ) به مكه و نامهنويسى اهل كوفه به آن حضرت
چون حسين ( ع ) از مدينه به مكه كوچ كرد ، عبد اللَّه بن مطيع او را ديد و گفت : قربانت كجا قصد دارى ؟ فرمود : اكنون به مكه مىروم و بعد را استخاره مىكنم ، گفت : خدا خيرت پيش آورد ، مكه كه رفتى مبادا به كوفه نزديك شوى كه شهر شومى است ، در آن پدرت كشته شد و برادرت بىياور گرديد و غافل شد و زخم نيزهاى برداشت كه نزديك بود جان بدهد ، ملازم حرم مكه باش ، تو سيّد عربى و اهل حجاز كسى را با تو برابر ندانند و مردم از هر سو به تو رو آرند ، قربانت عم و خالم ، به خدا اگر تو كشته شوى پس از تو ما را به بندگى گيرند .
( 2 ) شيخ مفيد گويد : حسين ( ع ) از شاهراه بزرگ به سمت مكه روانه شد و اين آيه را تلاوت مىكرد : « بيرون رفت از آن ترسان و انتظار تعقيب داشت » [ 1 ] .
هامش
[ 1 ] سورهء قصص ، آيهء 21 .