نمونه سوم [ در جزئيات تشريح ]
- چون كلياتى در مبحث عضلات ذكر شد بهتر اينست كه يك نمونه هم از جزئيات آن بحث شود و ما عضلات حنجره را به علت اينكه تشريح و فيزيولوژى آن
هامش
« بقيه پاورقى صفحه قبل »
اندر بعضى تنها چنان باشد كه نشان دو عضله دارد و اندر بعضى نشان سه عضله لكن هميشه همگى او يك عضله باشد و فعلهاى گوناگون از بهر آن كند كه از چند جاى رسته است ، اگر كسى اين نشانهاى عضلهها هر يكى را عضله شمارد روا باشد كه گويد اين عضلهها يازده است و روا باشد كه گويد دوازده است و روا باشد كه گويد سيزده است . اين حكايت خواجه ابو القاسم مىگويد از جالينوس و من اندر جوامع جالينوس مىبينم كه كه اندر جملهء عضلههاى قابضه( flechisseurs )عضلهء ياد مىكند بموضع عضلهء سوم كه اندرين كتاب ياد كرده آمده است . مىگويد كه عضلهايست كه از قاعدهء استخوان سرين رسته است رنگ او بسبزى گرايد و به استخوان فزونى كوچكتر كه اندر زير مهرهء سر رانست( Petit trochanter )پيوسته است و از حركت او ران اندكى به زير آيد و ميل بسيار كند زندرون و اندر بعضى تنها اين عضله با چند عضلهء ديگر پيوسته است لكن عضلهها بدظاهر بود و گاه باشد با يك عضله يابند و گاه باشد با دو يابند و از بهر اينست كه رواست كه گويند عضلههاى ران يازده است يا دوازده يا سيزده و اين معنى اندر جامع جالينوس بتازى بدين عبارتست : العضلة الثالثه منشأها من قاعدة عظم الورك و هى عضلة لونها الى الخضرة و يتصل بالجزء الاسفل من الزايدة الصغيرة فيقبض الفخذ قليلا و يميله ميلا كثيرا من الجانب الانسى و قد تجد هذه العضله متصلة بعضلات آخر خفية فمرة يتصل بها عضلة واحدة و مرة عضلتان و مرة ثلاث عضلات و من اجل ذلك يجوزان يقال ان العضل المحركة للورك احد عشرة او اثنى عشرة او ثلث عشرة . على الجمله اندر عدد اين عضلهها سخن مضطرب است و جالبنوس را از كتابهائى كه بتشريح تعلق دارد سه كتابست : يكى معروف « بقيه در پاورقى در صفحهء بعد »