عضلات را هميشه بيك وضع نديدهاند مثلا عضلهء دوم از عضلات محركه مفصل ورك « 1 » گاهى بعضلهء ديگر و زمانى به دو عضله و پارهء اوقات به سه عضله چسبيده است و به اين جهت تشريحدانها آنطور كه نسبت به عدد استخوانها و اعصاب و امثال آنها متفقالقولند نسبت به عدد عضلات اتفاق ندارند و آنچه از كتب جالينوس برميآيد عدهء كل عضلات 520 است و اللّه اعلم « 2 » »
هامش
( 1 ) -Articulation coxo - femorale( 2 ) - بايد دانست كه امروزه نيز اين اختلاف در عدد عضلات در كتب تشريح ديده مىشود چنانچهTestutدر صفحهء 754 جلد اول كتاب مفصل تشريح مىنويسد :
« عدهء عضلات بدن را نمىتوان بطور دقيق تعيين نمود زيرا گاهى يك عضله را به تنهائى و مستقلا به حساب مىآورند و گاهى آن را بمنزلهء يكدسته از الياف عضلانى متعلق به عضلهء مجاور محسوب مىدارند و همين مسئله باعث اختلاف عقيده بين علماى تشريح است ، بعضى از دانشمندان عدهء كل عضلات بدن را 368 و بعضى تا 501 عضله نيز به حساب آوردهاند » و نيز بايد دانست كه حكماى قديم در كتب تشريح خود عضلات را در هر ناحيه از بدن با اختلافات موجوده مورد بحث قرار دادهاند مثلا در ذخيرهء خوارزمشاهى ضمن بحث از عضلات باسطهء ران :( Muscles extenseurs de la cuisse )مىگويد :
« و ببايد دانست كه اندر عدد اين عضلهها نيز اشكالى هست و ابو القاسم بن ابى صادق النيشابورى اندر كتاب خويش مىگويد كه جالينوس اندر كتاب عمل تشريح ابتدا به ياد كردن عضلهء پنجم كرده است از عضلههاى باسطه كه اندرين باب ياد كرده آمده است و جالينوس مىگويد كه اين عضلهها را « بقيه پاورقى در صفحهء بعد »