تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهضت پزشكى يا لزوم تجديد نظر در اصول و مبانى طب امروز ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
فرنگى بهريك از حضار يكى خورانده است تا آثار آن را مشاهده نمايد ، مؤلف اين كتاب براى اين جعل كرده تا بىعقلى و بىشعورى آنان را برساند زيرا هر ذى شعورى مىداند كه داروئى كه براى شخص مخصوصى ساخته‌شده بمزاج همه كس سازگار نيست و ما كه امروز اين سرگذشت را مىخوانيم تصور مىكنيم ايرانيان صد سال و صد و پنجاه سال قبل در جهل مطلق و بيخبرى صرف بسر برده و از علم طب بوئى نبرده بودند و حال آنكه طبق اخبار مسلم تاريخى ، محمد شاه قاجار كه پس از فتحعلى شاه بسلطنت ايران رسيد و مبتلا به نقرس بود و در دربار او ، هم اطباى اروپائى و هم اطباى ايرانى بمعالجه مشغول بودند تا وقتىكه حكيم‌باشى طبيب مخصوص ايرانى او زنده بود وضعيت مرضش شدت نداشت ولى پس از فوت حكيم ، اطباى اروپائى از عهدهء معالجه برنيامدند و دير زمانى نگذشت كه محمد شاه از اين مرض درگذشت ، ولى در اثر همين انتشارات و تبليغات مسموم‌كننده و صدها نظاير آنكه از راههاى گوناگون در مغز ما تزريق كردند امر چنان بر ما مشتبه گرديد كه مىتوان گفت اثر اين تبليغات از سحر و جادو نيز قويتر بوده است چنانچه چند سال قبل يكى از پزشگان مشهور اين كشور