تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهضت پزشكى يا لزوم تجديد نظر در اصول و مبانى طب امروز ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
او بايد از اعمال ارواح خبيثه باشد . چون ارواح خبيثه دشمن حقند ؛ آلت دست مردمان ناحق مىشوند . چنان معلوم مىشود كه يكى از آنان در فرمان اين كافر است ؛ كه پيغمبر ما را ساحر و افسونگر مىداند . و قضا و قدر را انكار مىكند . پس ازين سخنان ، بفكر برهم زدن اوضاع شهرت حكيم افتادم ، اكنون مىانديشم ، چه‌گونه بايد بر اسرار اين كافر نابكار ، على - الخصوص بنسخهء اين حب معجزه آثار ، اطلاع بهم رسانيد ؛ تو سخت بجا بچنگم افتادى ، روز مردانگى است ، بايد بيفوت وقت با او طرح آشنائى اندازى ، ناز شصتت اگر مچش را بگيرى ، و هنرش را بياموزى ؛ اما چون نيت آن دارم كه همان حب را كه به معتمد الدوله داده است بعينه بچنگ آرم و فردا صبح تفصيلى در اين باب بخاكپاى شهريارى عرضه دارم ، تو بايد از همين حالا دست‌بكار شوى ، ابتداى كار را از خيار و كاهو مىكنى ، به نوعى كه مقدارى مفرط خيار و كاهو مىخورى ، و خود را با ناخوشى معتمد الدوله ناخوش مىسازى ، آنگاه پيش حكيم فرنگى مىروى و مىگوئى ، من با ناخوشى معتمد الدوله ناخوشم ، حكيم نيز همان حب را كه به معتمد الدوله داده به تو مىدهد و تو به من ده ، و من بشاه مىدهم . » . . . حاجى بابا پس از مدتى مذاكره با ميرزا احمق