تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهضت پزشكى يا لزوم تجديد نظر در اصول و مبانى طب امروز ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
( نامى است كه در كتاب به حكيمباشى داده شده ) بسراغ حكيم فرنگى مىرود و وقتىكه به منزل او مىرسد وضعيت بيماران را در آنجا چنين شرح مىدهد : « در بين راه از زنان فقير كه بچگان در بغل براى آبله كوبى به منزل حكيم فرنگى مىرفتند پر بود . علىالخصوص بيماران تهىدست ، كه با دست خالى پيش حكيمان ايرانى نمىتوانستند سبز شد ، خانهء حكيم فرنگى را فروگرفته بودند » و بالاخره نزد حكيم فرنگى رفته و با تمهيد و تدبير حب را از او گرفته و براى اينكه بداند از چه ساخته‌شده از او مىپرسد : حكيم صاحب ترا به خدا ، اين چه دواست و خاصيت و طبيعتش چيست » ؟ حكيم فرنگى : - نه بطريق حكيمان ايران ( با عبارات غليظ و اصطلاحات اساتيد خود بقراط و جالينوس و بوعلى سينا ) ، بلكه با كمال سادگى ، بىمضايقه جوابم داد . . . . پس از اينكه حاجى بابا حب‌ها را به حكيم‌باشى داده و به او مىگويد از جيوه ساخته‌شده است حكيم‌باشى چنين مىگويد : « بلى ، اين مردكهء ترسا مىخواهد با جيوه تخم ما را از روى زمين براندازد ، و كم مانده است كه شهرت مرا تمام كند و طريقهء معالجهء مرا آلت سخريه نمايد ، خوب ، هيچ