ضميمه آخر كتاب
تنها مرد دانش و علم نيست كه در دورهء تجسسات خويش ، كموبيش ، به سختى فريب خورد ، حتى پاستور نامدار ، با آنهمه دورانديشى و مشكلپسندى و درستنگرى ، چندين بار ، به راههايى رفته كه از آن پاى برگردانده و بازگشته است ! اين خطاها كه به هنگام ارتكاب از سوى هوشمندان بزرگ مىتوانست ثمرى در بر داشته باشد ، عموما فردى و شخصى بوده و به دانشمندى اختصاص دارد كه آن خطا را مرتكب شده است . اما ، در تاريخ علوم ، به شمارى از خطاها و اشتباهات برخواهيم خورد كه جنبه جمعى داشته و مكتبى « 1 » و اصلى پديد آورده است . چنين به نظر آيد كه اين خطاها در خور كمال توجه و دقت سبكشناس « 2 » باشد ، در حدى كه نيروى تصور پيشبينانه او را تقويت كرده است . از همان دم كه مردى ، تا حدى صاحب نفوذ و شهرت ، وجود پديدهاى « 3 » مغلطهآميز و مشتبهكننده « 4 » را اعلام مىدارد ، مردانى ديگر وجود خواهند داشت و يا ، دستكم ، مىتوانند وجود داشته باشند كه براى بازيافتن و يا از نو جستن آن پديده به كار پردازند و آنان نه شاگردان او هستند و نه افرادى دغلكار به شمار روند .
به تصور من ، در قلمرو اين مسائل مغلطهآميز و مشتبهكننده تسرىبخش ، هيچ مسألهاى با تاريخ اشعه
N
درخور سنجش و مقايسه نيست كه يك استاد فيزيك ، به تصور خود ، آن را كشف كرده و مورد بررسى دقيق و عميق قرار داده و همه خواص آن را معين و مشخص داشته و طول موج آن را اندازه گرفته است . اشعهاى كه بسيارى از دانشمندان ديگر كه پس از او بودهاند نيز ، تصور ديدن و ادعاى دريافتن آن را داشتهاند و در آخر
هامش
( 1 ) .Ecole( 2 ) .Methodologiste( 3 ) .Phenomene( 4 ) .Illusoire